در حال نمایش 11 نوشته (از کل 11)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #41291
    Setare666
    مشارکت کننده

    سلام دنیا جان و دوستان عزیز، من وقتی افکار منفی سراغم میاد، ذهنم رو منحرف میکنم اما شب ها خواب اون افکار رو میبینم و صبح وقتی بیدار میشم انگار واقعا اتفاق افتادند و در ادامه طولی نمیکشه که اون افکار تو زندگیم اتفاق می افتند، به هرچیزی فکر میکنم اتفاق میوفته، قبلا فکر میکردم از قبل بهم الهام میشه مثل مرگ کسی که هفته‌ی قبل از مرگ اون آدم، کاملا اتفاقات رو خواب میبینم… مسئله رو اگه نخوام پیچیده کنم اینطور خلاصه میکنم:
    آیا در ناخوداگاه من افکار منفی حک شدند که با منحرف کردن ذهنم در طول روز اونها رو با شدت بیشتر به خوابهای شبانه ام انتقال میدم!؟

    #43874
    ياسمين
    مدیر

    سلام دوست عزیز. برایند فرکانسهاى روز مهمه. وقتى افکار منفى بیشتر از مثبت باشند ، خوابهاى منفى بیشترى مى بینى. احتمالا در طول روز لحظاتى هست که افکار منفى رو منحرف نمى کنى یا عمیق و درونى و فرکانسى نیست. در ظاهر فکر مى کنى حواست به چیز دیگه اى پرت شده ولى اون استرس و دلهره رو دارى. درواقع کفهء افکار منفى ت در طول روز بیشتره و این رو با تمرین و تکرار زیاد باید مدیریت کنى

    #43875
    assssaal
    مشارکت کننده

    اره منم خیلی وقتا افکار منفی میاد تو ذهنم ولی مدام میخوام بندازمش بیرون ولی باز از یه طریق دیگه ای میاد چقدر اسونه در حالی که سخته این افکار و بیرون انداختن کاش ذهن و فکر ما (در )داشت که هر چی رو که دوست نداشتیم راه نمیدادیم و هر چیو که دوست داشتیم زوری نگاه میداشتیم و نمیزاشتیم بره بیرون?

    #43876
    Goli61
    مشارکت کننده

    سعی در منحرف کردن ذهن از افکار منفی غلطه .صد در صد اثر معکوس داره .این مشکل شما فقط یه راه حل داره .یه تمرین .ببین شما با اون حست باید صحبت بکنی ؛حالا چجوری …اون احساس رو نظر بگیر مثلا احساس نفرت از یک فرد .
    بهش بگو؛به خود احساس نفرت از اون فردبگو ، با خود اون فرد کاری نداشته باش .بگو ببین تومیتونی راحت در من زندگی کنی از غذاهایی که من میخورم بخوری .حموم کنی .کاملا راحت در من زندگی کنی .تومیتونی در من کاملا راحت باشی .میتونیم با هم دوستای خوبی باشیم .بگو و برو به کارات برس .عصر یا فردا در کماااال ناباوری میبینی اون احساس دیگه در تو وجود نداره .انگار که اصلا وجود نداشته .ازش یادت میاد ولی اذیتت نمیکنه و مثل یه امر عادی و روزمره برای همیشه فراموش میشه .

    #43877
    Mo1353
    مشارکت کننده

    اینکه مدام در موردش فکر کنی و صحبت کنی یعنی داری فرکانسشو میفرستی.افکار اولش مثل یه ابر نازکه که قابلیت بارش نداره ولی وقتی تغذیه بشن حتما بارور میشن و به هر صورتی مثل خواب و کابوس یا رویا خودشون رو نشون میدن

    #43878
    Setare666
    مشارکت کننده

    منصوره جان نکته خوبی اشاره کردی
    افکار منفی در من اول وجود نداشتند اما مدام بزرگ و بزرگتر میشن سعی میکنم نبینمشون اما شبها به سراغم میان و بعد واقعا اتفاق میوفتن
    اما خیلی خوب شد این جملات تو رو خوندم چون این چند وقته به خاطر کار زیاد نتونستم ویس های دنیا جان رو گوش بدم و این قضیه خیلی توی روند رشد افکار منفی موثر بوده ممنون که یادآوری کردی

    #43879
    Setare666
    مشارکت کننده

    مژده جان مثال خوبی زدی دقیقا ابر نازک که بارور میشه و واقعی میشه هر جای زندگیم من از روش گلی امروز استفاده میکنم و بعد از حرف زدن با احساساتم به گفته ی شما عمل میکنم و دیگه بهشون فکر نمیکنم و طبق گفته ی منصوره جون ویس ها رو گوش میدم ممنون خیلی زیاد

    #43880
    ياسمين
    مدیر

    چیزى که مهمه اینه که به ناخواسته نباید توجه کرد. پس روى افکار منفى تمرکز نباشه و اگر توى ذهن امدند ، فقط مشاهده کنیم ، تا رد بشن و با یه فکر خوب جایگزینى براش پیدا کنیم. نباید با اونا بجنگیم چون خودش باعث توجه بیشتر و جذب افکار منفى مشابه مى شه…..

    #43881
    parastookahrizi71
    کاربر

    افکار منفی چون در افکار ما جا خوش کرده وما رو غرق میکنه برای چند دقیقه یا چند ساعت ویا حتی چند روز حذف کردن این افکار زمان بر هست و فقط باید با تمرین های مداوم و تکرار وگوش دادن وویس ها و ورکشاپ ها و سناریور نویسی که البته نوشتن خیلی تاثیر گذاره از چیزهای خوب و از اتفاق های خوب بنویس تا برات اتفاق بیفته شما افکاره درونیت منفی هست که اتفاقات ناخوشایندی براتون میفته ریشه افکاره منفی ات رو پیدا کن.

    #45730
    Shiiiiivaaaaagh
    مشارکت کننده

    سلام دوستان
    به نظر من با چیزایی که تا الان فهمیدم ، اتفاقا باید به احساس منفی هم توجه کرد تا ریشه یابیش کرد و باور غلط رو پیدا کرد
    چون میتونه نشونه ی خوبی برای پیدا کردن باور غلط و تصحیح اون باشه .
    مثلا احساس نفرت از کسی ،شاید به خاطر اینه که فکر میکنه موقعیت هاشو ازش گرفته ، پس یعنی خودش رو ناکافی میدونه و باید روی اعتماد به نفسش کار کنه. درصورتیکه اگه فقط احساس بد رو بیرون کنه ،یا بذاره باشه ،موقتی شاید به بهبودش کمک کنه ولی اون باور غغلط هنوز اعماق هذهن هست و یه روزی به طریق دیگه ای دوباره خودشو نشون میده
    خیلی ممنون میشم دوستان با تجربه بگید فکرام درسته یا نه ؟
    یه جورایی احساس بد رو هم به شکل تضاد باید دید تا ازش درس گرفت

    #45732
    ياسمين
    مدیر

    سلام. بله ما انسانيم و بايد بدونيم كه تحت شرايطى ممكنه احساسمون بد بشه. مهم اينه كه توى اون حس نمونيم و ذهنمون رو كنترل كنيم و متوجه مشكل بشيم. در واقع زمانى احساسمون بد مى شه كه توجه مون روى چيزيه كه نمى خوايم. پس آگاهانه توجه مون رو برگردونيم روى خواسته ها و داشته ها…
    و درمورد نفرت ، بله درست گفتى.

در حال نمایش 11 نوشته (از کل 11)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.