صفحه اصلی اول › انجمن ها › خرد جمعی › رشد فردی › به اتفاقاتی برخورد کردم که دلیلش رو نمیفهمم دقیقا چی هست
- این موضوع 11 پاسخ، 5 کاربر را دارد و آخرین بار در 5 سال، 3 ماه پیش بدست
Fatemeh6761 بهروزرسانی شده است.
-
نویسندهنوشتهها
-
28/اسفند/1399 در 14:44 #41292
Nastaran123
مشارکت کنندهسلام دنیا جان و دوستان عزیز
خواسته ی من این هست که مهاجرت کنم و توی یک کشور دیگه درس بخونم از حدودا دو سال و نیم پیش شروع کردن به تلاش برای هدفم زبان خوندم مدرک گرفتم و سال پیش اقدام کردم ولی متاسفانه ریجکت شدم بعدش شروع کردم باز هم تلاش کردن روی خودم کار کردم و همینطور هم چنان روی زبانم تا اینکه با اومدن کرونا سفارت اون کشور تعطیل کرد و هنوز اعلام نکرده که چه زمانی باز میشه باز با وجود اینکه زیاد استرس میگیرم که چرا نمیشه کی اعلام میکنن اگر باز امسال هم نشه و….
ولی باید بگم زمانهای بیشتری هست که توی حس خوبم نه هیجان و اشتباه دارم و نه استرس و نگرانی و نا امیدی
این اواخر انگار خدا میخواد مه من تنها باشم مثلا با یک نفر که تقریبا هرروز در تماس بودیم الان دیگه مثل سابق در تماس نیستیم یا مثلا برای تمرین زبان من خیلی فیلم میدیدم ولی الان چند روز که خود به خود تلویزیون یه زمانهایی قطع میشه تا شب قطعه و بعد خود به خود وصل میشه و میتوانم ببینم الان هم تنها زندگی میکنم جدا از خانواده برای همین این اتفاقات برام خیلی عجیبه نمیدونم دلیلش دقیقا بفهمم احساس میکنم خدا میخواد که من آرامش داشته باشم استراحت کنم تنها باشم نمیدونم
میخواستم بدونم کسی دلیل این اتفاقات رو میدونه یا قبلا چنین تجربه ای داشته قبل از رسیدن به رویاش ؟
و آیا این اتفاقات نشانه ی اینه که هم چیز درست میشه و خیلی خیلی به رسیدن به رویام نزدیکم ؟28/اسفند/1399 در 14:47 #43882ياسمين
مدیرسلام. جریان جهان جریان خیر هستش. و بقول استر هیکس ، همه چیز نیکوست. پس مطمئن باش شرایطى که الان پیش اومده نتیجهء خیلى خوبى خواهد داشت. تنها کارى که باید بکنى اینه که از وضعیت الانت احساس خوبى داشته باشى ، بابت داشته هات شکرگزار باشى و از تنهاییت لذت ببرى. به آیندهء قشنگ امیدوار باش و با حس خوب اونو تصویرسازى کن. باورهاى درستى براى خودت بساز و ایمان داسته باش که بهترین اتفاق برات مى افته…. موفق باشى
28/اسفند/1399 در 14:47 #43883Nastaran123
مشارکت کنندهبله واقعا همینطور هست که میگوید ممنون از پاسخت و راهنماییت.چند روز هست که ملا رها کردم یعنی سایت سفارت روچک میکنم ولی استرس و نگرانی و ترس کاملا رفته و احساس آرامش و راحتی خیال دارم این حس نشونه ی اینکه خدا داره بهم نیمه همین تابستون کارم درست میشه و میرم؟ چون میدونم خدا از طریق احساست همیشه با آدمها حرف میزنه .
28/اسفند/1399 در 14:48 #43884ياسمين
مدیرهنوز به مهاجرت چسبیدى و بهش وابسته شدى. اصلا کارى بهش نداشته باش. از همین لحظه ت لذت ببر و با شرایطت خوشحال باش. عنصر زمان رو بذار کنار. اگر احساس خوبت تداوم داشته باشه در بهترین زمان بهترین اتفاقات برات مى افته… شک نکن
28/اسفند/1399 در 14:49 #43885Nastaran123
مشارکت کنندهخب اخه نمیشه وقتی میدونم اونجا شرایطم کاملا متفاوت با اینجاست چطوری بهش فکر نکنم ؟! اینجا بیکارم اونجا درس هست کار هست تفریح هست کسی که قرار با هم آشنا بشیم هست نمیتونم به رفتن فکر نکنم و رهاش کنم تا خودش اتفاق بیفته وقتی اینجا چیزی ندارم از تلف شدن روزهام علکی لذت ببرم ؟ راستش این قضیه رو توی قانون نمیتونم درک کنم میشه بهم کمک کنید ؟
بعدش اها تازه وقتی پارسال هم آنقدر نا عادلانه ریجکت شدم و امسال هم اتفاقی افتاد که تقصیر من نبود آروم شدن سخته واقعا***جواب ياسمين ؛
مطمئن باش که خیرى در اون بوده که ریجکت شدى بعد هم سفارت بسته شد !!! از کجا معلوم ویزا مى دادن و مى رفتى و به مشکل نمى خوردى ؟ از کجا معلوم اونجا شاد بودى ؟ خیلیها رفتن و افسرده شدن !! قطعا اون زمان براى تو بهترین زمان نبوده.
بجاى اینکه بگى روزهام داره تلف مى شه ، بگرد ببین اطرافت چه چیزى خوشحالت مى کنه ؟؟ چه افرادى از دوست و فامیل اینجا هستن که مى تونى باهاشون خوش بگذرونى؟؟ چه علاقمندیهایى دارى که مى تونى دنبالشون کنى و صدها مورد دیگه !! دنبال خوشیهاى کوچیک باش حتا اگر تکرارى باشن. زندگى همینه. لذت بردن از مسیر. از تک تک لحظات استفاده کن و بخاطر کوچکترین داشته هات قدردان باش. وقتى این کارها رو تکرار کنى احساس خوبت ادامه دار مى شه و احساس خوب اتفاقات خوب رو میاره…
جواب نسترن ؛
اگرهرچی خدا میخواد هست پس برای چی خواسته ای داشته باشیم ؟ خیلیها رفتن و شادن و لذت میبرن چرا به جای دیدن آدمهایی که افسرده شدن آدمهایی که موفق شدن توی کشور دیگه و دارن لذت میبرن رو نبینیم ؟
من دوست و آشنایی ندارم چیزی هم جز رفتن خوشحالم نمیکنه چون مهمترین از همه این هست که نتیجه ی تلاشهام رو بگیرم
تلاشهایی که خیلیها نکردن و راحت موفق شدن
علاقه عام رو اینکه متاسفانه نمیتونم دنبال کنم
سفارت به خاطر ویروس کرونا که من دخالتی توش نداشتم بسته هست معلوم هم نیست کی باز میشه28/اسفند/1399 در 14:50 #43886ياسمين
مدیرچرا آدمهاى شاد و موفق و ثروتمند رو توى ایران نمى بینیم ؟ همه جا خوب و بد هست. بحث سر اینه که تا زمانى که از شرایط موجود شاکى باشیم و دایم غر بزنیم و زمین و زمان رو مقصر بدونیم ، اتفاقات خوب و مثبت برامون نمى افته چون داریم فرکانس منفى مى فرستیم !! هدفت رو همیشه درنظر داشته باش و روش با حس خوب تمرکز کن ولى بهش وابسته نشو ! وابستگى از نیاز میاد و احساس نیاز احساس بدى هستش و نتیجه ش اتفاق خوب نیست!! توى تمام تصویرسازیهات مهاجرت رو ببین ولى با حس خوب نه ترس. نه شک. نه نگرانى از نشدن
28/اسفند/1399 در 14:50 #43887Nastaran123
مشارکت کنندهسه سال تصویر سازی کردم با حس خوب هم انجام میدادم اصلا هم فکر نمیکردم توی این شرایط گیر کنم حس نیاز بهش دارم معلومه اونجا قرار نیست فقط تفریح کنم کلی هدف دارم که میخوام بهش برسم ولی سر همین گیر کردم
من اینجا شاد نیستم مخصوصا چون میلیون تمام زمانهایی که گذاشتم تلاشهایی که کردم هیچ نتیجه ای نداد و تمام امیدام هم نا امید شد28/اسفند/1399 در 14:51 #43888ياسمين
مدیروقتى تضادى پیش میاد دو حالت داره. یا باورهاى غلط و احساسات و افکار منفى داشتى که اون اتفاق افتاده یا اگر باورهات درست و احساست خوب بوده ، پس قطعا قراره اتفاق بهترى برات بیفته
با این روحیه اى که الان دارى بهتره از دنیا مشاوره بگیرى. سریعتر به نتیجه مى رسى
28/اسفند/1399 در 14:52 #43889Nastaran123
مشارکت کنندهاتفاق بهتری جز اینی که میخوام وجود نداره خود خدا بهم گفت این راه رو انتخاب کنم زمانیکه ازش کمک خواستم الان هم خودش داره اذیت میکنه
خود خدا وقتی ازش کمک خواستم این راهرو بهم نشون داد فکر میکردم در طول راه داره کمک میکنه زمانیکه آزمون رو مطمئن بودم خراب کردم از استرس ولی قبول شدم فکر کردم خدا خواسته که به خواسته ام برسم داره کمکم میکنم بهش برسم ولی وقتی الان میبینم دو بار وقتی تا یک قدمی رسیدن بودم اذیتم کرد میفهمم تلاش خودم بود که زبان خوندم و آزمون رو قبول شدم به همه ی باورها و افکار مثبتم شک دارم الان
آلان برگشتم به قبل از اینکه این رویا این هدف رو داشته باشم انگار این دو سال و نیم علکی دلخوش کرده بودم و امید داشتم به جای پیشرفت پیشرفت کردم و به جای قبلیم برگشتم
ذهن منفی یا مثبت من توی این شرایط نمیدونه چیزی رو تغییر بده چون فقط من نیستم تمام دانشجوهایی که میخوان برای اون کشور اقدام کنن درگیر همین اتفاق هستن تغییر این شرایط به باور یک نفر بستگی نداره چه مثبت چه منفی11/فروردین/1400 در 18:13 #44324شیرین
مشارکت کنندهسلام نسترن جان , یاسمن جان راست میگن شما دقیقا به خواسته ت وابسته شدی کاری که من کردم با خواستم
من و همسرم 5 سالِ تمام برای مهاجرت تلاش کردیم ازهر راهی که فکرش رو بکنی , توریستی , دانشجویی , غیر قانونی حتی , ولی موفق نشدیم چرا, چون داشتیم فرار میکردیم چون اینجا شاد نبودیم چون قدر کوچکترین داشته هامون رو ندونستیم فکر میکردیم فقط با مهاجرت حالمون خوب میشه و با این افکار و با این ذهن ( که من اینجا خوب نیستم چطور میخوام در یک کشور دیگه خوب باشم )رفتیم پای مصاحبه و در واقع این ذهن همه جا همراه ما بود .الان یاد گرفتم که با هر چیزی که دارم باید شاد باشم و شکرگزار و هیچ چیز اون بیرون منو ناراحت نمیکنه و یاد گرفتم قوی باشم و شادیم رو جای دیگه جستجو نکنم
چون اگه یاد نگیرم از الانِ زندگیم با هر چی که هستم و دارم لذت ببرم از فردای زندگیم هم لذت نخواهم برد چون حال خوب داشتن از درونت میاد نه از اون بیرون , چون هیچ چیز اون بیرون ثابت نیست و ممکنه تغییر کنه
امیدوارم شاد باشی و به خواسته ت برسی
یادت نره با حال خوبه که به خواسته ت خواهی رسید نه وقتی که به خواست ت برسی و حالت خوب بشه
موفق باشی عزیزم16/فروردین/1400 در 17:32 #44348maryam gharagozlou
مشارکت کنندهسلام به حرفهاي دوستان يه چيزي اضافه كنم تا وقتي ظرفيتت براي داشتن خواسته ات با خواسته ات هماهنگ نباشه بهش نميرسي خدا مسيرو بهت نشون داده درسته ولي بايد تو اين مسير رشد كني و فقط چشمت به مقصد نباشه كه اونجا ميتونم موفق باشم موفقيت از همين قدمهاي كوچك با حال خوب تو مسير برات اتفاق ميفته تا وقتي حالت خوب نباشه به خواستت بچسبي بهش نميرسي رها كن و مطمئن باش ميرسي
03/اردیبهشت/1400 در 14:23 #44511Fatemeh6761
مشارکت کنندهاینکه میگی خدا داره منو اذیت میکنه کاملا غلطه ما خودمون با غرغر وناله راه ومسیر زندگیمونو بستیم خدا هر چی تو بخوای بهت میده غر بزنی میگه بفرما اینم یه شرایطی که بیشتر غر بزنی اما اگه شاد باشی میگه بفرما اینم شادی بیشتر درسته درظاهر تصویرسازی کردی یا تلاشتو کردی ولی تلاش تو فقط فیزیکی بوده نه ذهنی .وقتی ذهنت رو آماده کنی وزاویه دیدت رو نسبت به همه چی مثبت کنی دیگه ناراحت ونا امید نمیشی میدونی که باید صبر کنی و قوی بشی تا شخصیتت رشد نکنه به خواسته نمیرسی بدون که زمانی این خواسته عملی میشه که دیگه برات مهم نباشه بگی درسته که میخوام مهاجرت کنم ولی الانم از خودم وزندگیم راضی هستم .تو هرجای دنیا هم که بری ذهن خودتو با خودت میبری .
-
نویسندهنوشتهها
- شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.