سلام عزیزای دلم…من به یه مشکلی برخوردم از یه شخصی کلا خیلی انتظار دارم خیلی زیاد در حالیکه این حسو در دیگران ندارم فقط از یه شخص به خصوصی هست و این داره اذیتم میکنه انتظاراتم مثلا اینحوریه که چرا خواسته منو برآورده نمیکنه و این چیزا…من چیکار باید بکنم ممنون میشم اگه راهنماییم کنید ??
خیلی راهها رو امتحان کردم یاسمن جون اما ته وجودم انگار از بین نمیره گاهی احساس میکنم وظیفشه و درست انجامش نمیده گاهی احساس میکنم شاید من زیادی از خودم گذشتم الان این انتظارو دارم دلم میخواد حل بشه کلا انتظار نداشتن رو باید بلد باشم نمیدونم چرا در این مورد من گاهی ضعف نشون میدم ….تشکر از راهنمایی و وقتی که گذاشتید مهربون ?
سلام .انتظار داشتن از دیگران از احساس عدم ارزشمندی درونی میاد که همیشه منتظر باشی یکی یه کاری کنه که تو خوشحال بشی چون خودت رو کامل وخوب نمی بینی
باید روی حس لیاقت و دوست داشتن خودت کار کنی و فقط و فقط از خودت انتظار داشته باش نا هیچکس دیگه
خودت به خودت عشق و احساس خوب بده
فکر کن هیچ آدمی دوروبرت نیست که خواسته هاتو برآورده کنه خودت برای خودت کاری کن
و کاری رو انجام بده که دوست داری و حالت خوب میشه
فایلهای اعتمادبه نفس و تمریناتش میتونه کمکت کنه.
سلام همقبیلهای من هم این تجربه رو داشتم تا اینکه یک روز خسته شدم از این دلخوری همیشگی تو وجودم
نشستم و با خودم صادقانه به همه چیز فکر کزدم
اون زمان تازه کتاب ملت عشق روخونده بودم و شمس و حرفهاش خیلی برام مرور میشدن
اون روز فهمیدم من خودمو دوست نداشتم واسه همین وقتی توقع داشتم و برآورده نمیشد فکر میکردم من مظلوم واقع شدم یا زیادی از خودم گذشتم در واقع کارهایی ک برای اون شخص کرده بودم نه بخاطر قلب خودم و مهرم بود بلکه بخاطر این بود ک تحسین بشم و بازخوردی بگیرم
بعد شروع کردم با فایلهای اعتماد به نفس و کوچینگ حلش کردم
امروز تقریبا از هیچکسی توقعی ندارم، اگه هم بشه تو چند دقیقه میتونم کنترل اوضاع رو ب دست بگیرم