صفحه اصلی اول › انجمن ها › خرد جمعی › سلامت › افسردگی طولانی و وسواس آزار دهنده
- این موضوع 11 پاسخ، 7 کاربر را دارد و آخرین بار در 4 سال، 4 ماه پیش بدست
ياسمين بهروزرسانی شده است.
-
نویسندهنوشتهها
-
29/اسفند/1399 در 00:37 #41322
rahele
مشارکت کنندهسلام عزیران، من سالهاست که افسردگی دارم و دارو استفاده میکنم(اتفاقات وحشتناکی طی یک بازه زمانی کوتاه برامون افتاد)افسردگیم خیلی طولانی شده و همچنان دارو میخورم،اما مسئله آزار دهنده که مثل یه ترمز بزرگ تو زندگیم ایجاد شده اینه که اگه قرار باشه کاری انجام بدم مثلا رفتن بیرون برای انجام یک کار خیلی عادی یا داشتن یه برنامه کاری خیلی خیلی عادی، از شبِ قبلش استرس میگیرم و نمیتونم بخابم همش غلت میزنم یا خوابهای آشفته و کابوس میبینم و در نهایت هم در اکثر موارد کارمو که ممکنه حتی یه خرید معمولی باشه کنسل میکنم، شب قبل از مسافرت یا هر کار دیگه ای هم اینطوری میشم،، یعنی هر وقت قرار به انجام کاری داشته باشم این استرس وحشتناک همراه با حس نا امنی و… میاد سراغم و داغونم میکنه،هر وقت بخام از حاشیه امنیتم خارج بشم وضعیت همینه،واسه همینه که بیکارم و هیچ فعالیتی هم ندارم، اگه هم بخام با خودم مبارزه کنم دچار حمله عصبی میشم،نمیدونم چیکار کنم؟؟؟
29/اسفند/1399 در 00:38 #44129ياسمين
مدیرسلام. افسردگى بخاطر تلاش براى تغییر و کنترل موضوعى در گذشته یا یک شخص ایجاد مى شه. باید مسئولیت زندگى ت رو بپذیرى و بدونى اتفاقات در اثر افکار و باورها و احساسات و بطورکلى فرکانسهاى خودت ایجاد مى شن. گذشته ، گذشته. همین حالا دارى با افکارت آینده ت رو مى سازى پس اهداف و ارزوهات رو بنویس و براى خودت انگیزه ایجاد کن. اعتماد بنفس و عزت نفست رو هم باید حسابى تقویت کنى ……
29/اسفند/1399 در 00:38 #44130Afrooz Saghir
مشارکت کنندهسلام عزیزم
در ادامهی حرفهای یاسمینِ عزیزم
در حالِ حاضر حالتها و باورهای ناامیدکنندت خیلی توی ذهنت بزرگ هستن، دلم نمیخواد از موضع بالا به جریاناتت نگاه کنم چون میدونم الان چقدر ذهنت درگیرِ ناخواستهها هست، فقط یه کمک به خودت بکن، اگه برات مقدور هست با دنیا مشاوره بگیر تا دنیا موضوعتو از زاویه نزدیکتری بررسی کنه،اگه هم برات مقدور نیست، و واقعا دوست داری حالت تغییر کنه باید هر روز واسه خودت وقت بذاری و بشینی وویسهای رایگان رو گوش کنی، روزی ۲ ساعت، روزی ۳ ساعت فرقی هم نمیکنه کدومشون رندوم یکی رو انتخاب کن گوش کن تا فصای ذهنیت کم کم عوض بشه، نه یک روز و دو روز ۳ ماه تا ۶ ماه، اگه بتونی ورکشاپهارو هم بخری که دیگه عالیه…
اگه میخوای تغییر کنی واسه خودت وقت بذار
موفق باشی29/اسفند/1399 در 00:40 #44131rahele
مشارکت کنندهممنون یاسمین و افروز نازنینم،فایلهای رایگان و گوش میدم ورکشاپ و کتاب هم تهیه کردم و خیلی از مسایل برام روشن شد و احساس خیلی خوبی پیدا کردم،افسردگیم هم به نسبت به قبلش بهتر شده، یعنی بدون حس نگرانی و ترس از خواب بیدار میشم و امیدوارم، اما خیلی میرم به گذشته و نکته دوم اینکه خیلی دنیا رو سخت میگیرم، با تمرین خیلی از چیزها بهتر شده اما رجوع به گذشته و سخت گیری زیاد در زندگی مخصوصا وقتی مقید به انجام کاری میشم همونطور که بالا گفتم اذیتم میکنه
29/اسفند/1399 در 00:40 #44132Afrooz Saghir
مشارکت کنندهراحله جون اینم تضادِ زندگی تو هست که باید حلش کنی، قطعا سخت گرفتنِ زندگی پشتش یه باور اشتباه هست ، کم کم که تمریناتتو جلو ببری اونم حل میشه، ذهن ما عادت داره که بره دمبالِ جریاناتی که آزارش میده چون یک عمر عادت کرده به منفی بافی، خب گذشته هم پر هست از چیزهای آزار دهنده، سعی کن روزی یک دقیقه کمتر به گذشته فکر کنی، آهسته و پیوسته جلو برو تا تاثیرات برات موندگار باشن.
شاد باش?29/اسفند/1399 در 00:40 #44133S S
مشارکت کنندهسلام دوسِت عزیز
یاسمین جان و افروز جان کامل پاسخ دادن من هم
به یه نکته اشاره کنم که اگه بتونی هر روز یه چالش کوچیک برای خودت ایجاد کنی خیلی خوبه مثلا ده دقیقه قدم بزنی و فقط نفس عمیق بکشی و در لحظه باشی و دائم حستو چک کنی که خوب باشه
خیلی خودتو مقید نکن که همه ی کارهاتو کامل و بدون نقص انجام بدی و گرنه استرس می گیری
مهم اینه که برای انجام کارهات سریع و بدون فکر اقدام کنی و انجامش بدی تا ترست بریزه چون فکر این که کاری داری و می خوای انجامش بدی بیشتر برات استرس میاره
موفق باشی29/اسفند/1399 در 00:40 #44134rahele
مشارکت کنندهممنون از همه عزیزان مهربون?
متشکرم سوسن جانم ?پاسخهات برام بسیار کاربردی و دلنشینه?
دقیقا همینه،فکر میکنم باید کارهام تمام و کمال و بدون نقص انجام بشه یا اصلا انجام نشه، بهترین راهکار همینه که سریع و بدون فکر اقدام کنم قبل از اینکه ذهنم ازش یه غول بسازه و ذهنم تا لحظه انجام نشخوارش کنه،الان داشتم به یه وویس گوش میدادم که دنیا به ترسها و نقششون تو زندگی اشاره کرد و حس کردم باید ورکشاپ “سکوی پرشی بنام ترس” رو تهیه کنم.
برقرار باشی عزیزم?29/اسفند/1399 در 00:41 #44135parastookahrizi71
کاربرسلام دوست عزیز
پاسخ افروز ویاسمین وسوسن عزیز بسیار دقیق و کامل هست و من از خوندن پاسخ ها لذت بردم اینو یادت باشه که این تضاد ها هستن که ما رو میسازن به این فکر کن که توی این تضادها قراره چه درسی بگیری
من ازوقتیکه بادنیا جون و قوانین آشنا شدم هر تضادی که برام پیش میاد سریع میگم قراره یه درس بگیرم از این تضاد و هیچوقت نمیگذارم نگرانی و ناراحتیم به۲۴ساعت بکشه.03/فروردین/1400 در 21:35 #44184az52
مشارکت کنندهسلام دنیا جون من وسواس شدید در تمیزی وشستشو دارم خواهش میکنم کمکم کن اطرافیانم هم دارن داغون میشن ممنون از زحماتت
03/فروردین/1400 در 21:36 #44185دنیا گرایلی
مدیرکلعزیزم این مساله از یه دوره طولانی بحرانهای عاطفی ذهنی میاد که بیشتر از کمک من به اراده خودت نیاز داره
که بتونی از امروز به طور منظم فایل رایگان گوش بدی ذهنت رو منحرف کنی11/مرداد/1400 در 12:35 #45269rahele
مشارکت کنندهسلام به همه ی عزیزای دلم❤?
بچه ها من همونی هستم که این مساله رو مطرح کردم،،شاید باورتون نشه ولی فکر کردم تشابه اسمیه،ولی وقتی خوندم دیدم جمله بندی خودمه
وقتی چشمم به تاریخ سوال افتاد هیچ جوره نمیتونم قبول کنم که این من چند ماه پیش بودم،حتا اگه تاریخش اشتباه باشه بازم میگم ینی این منم؟؟
عزیزای من یاسی،افروز ،سوسن از همتون ممنونم و میبوسمتون❤?
امروز از دنیا جون راجع به ساعتای جفت سوال کردم ارجاعم داد به اینجا،،باید میومدم و اینو میدیدم????11/مرداد/1400 در 12:36 #45270ياسمين
مدیرراحله جون قطعا خودتى ، وقتى از سايت قبلى به اينجا اومديم تاريخ سوال جوابها به تاريخ جديد ثبت شده….
-
نویسندهنوشتهها
- شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.