صفحه اصلی اول › انجمن ها › خرد جمعی › روابط › استرس برای رابطه ی جدی
- این موضوع 9 پاسخ، 3 کاربر را دارد و آخرین بار در 3 سال، 9 ماه پیش بدست
ياسمين بهروزرسانی شده است.
-
نویسندهنوشتهها
-
09/بهمن/1400 در 16:54 #42248
Nastaran123
مشارکت کنندهسلام
من چند ماه که با پسری آشنا شدم بر عکس همیشه خیلی محتاط قدم برداشتم و حتی جاهایی خیلی سختگیری کردم رابطه قرار نبود جدی بشه داشتیم همو میشناختیم پسر خیلی پخته و عاقل هستش خلاصه تا چند روز پیش که بهم گفت با اینکه منم نمیخواستم چیز جدی و دوستی رو خیلی بالاتر از رابطه احساسی میدونستم ولی الان رابمون رو جدی میبینن و میخوام ادامه داشته باشه من اصلا انظار نداشتم و الان خیلی میترسم و استرس گرفتم تجربه ی یه رابطه ی سمی رو هم دارم بعدش از اینکه من به دوستاش و مامانش معرفی کنه میترسم خودمممیترسم که در بارش با خانواده حرف بزنم بهشگفتم و اون گفت مهم نیست من نمیخوام اذیتت کنم من میخوام بشناسم دوستاشو مامانشو ولی استرس دارم قفل شدم میترسم باز باهاش حرف بزنم در این باره و اذیت شه فکر کنه این حرفی که زده اشتباه بوده09/بهمن/1400 در 16:57 #46724ياسمين
مدیرسلام. چرا انقدر ارزش خودتو كم مى بينى؟؟اين ترس و نگرانى هم ناشى از دست كم گرفتن خودته. باز هم روى اعتمادبنفست كار كن تا خودت رو بزرگ ببينى
09/بهمن/1400 در 21:37 #46728Fatemeh6761
مشارکت کنندهسلام.ترست رو کنترل کن بپذیرش .طبیعیه که این ترس از تجربه ی قبلی که داشتی ناشی میشه.
قرار نیست که دوباره همون رابطه بد تکرار بشه .
اگه خودت رو همینجوری که هستی دوست داشته باشی حس ارزشمندی داشته باشی لازم نیست کار خاصی کنی خود به خود شرایط طوری پیش میره که اگه دوست داشته باشید رابطه رو ادامه بدید همه چیز در زمان مناسبش اتفاق میوفته.
فقط باحس رهایی برخورد کن واز لحظه حال لذت ببر
باورهایی که حس خوبی بهت میده بساز مثلا من به اندازه ای مهم ودوست داشتنی هستم که روابط عالی رو تجربه میکنم.13/بهمن/1400 در 11:30 #46747Nastaran123
مشارکت کنندهمرسی یاسمین و فاطمه ی عزیز از راهنمای مفیدتون??.
فاطمه جان متاسفانه دیر کامنت رو دیدم یعنی الان بعد از اینکه با خانواده دربارش حرف زدم.گفتن دربارش اون لحظه نه ولی بعدش بهم استرس داد فکر کردم آروم میشم یه قدم بردارم ولی نه بدتر شد بهتر بود از رابطه محافظت کنم و سعی کنم همینطور که گفتید از زمان حال لذت ببرم و هم همینطور که یاسی عزیز گفتن روی حس ارزشمندیم بیشتر کار کنم برای همین هم تصمیم گرفتم که حرفی که زدم رو به خانواده یجوری پس بگیرم که از این بابات خیالم راحت بشه نمیخوام یه موقع اونا هم با حرفهاشون منو تحت فشار و استرس بزارن الان آمادگی استرس رو ندارم رابطه قشنگه و میخوام لذت ببرم مثل قبل
13/بهمن/1400 در 18:29 #46750Fatemeh6761
مشارکت کنندهآره حتما .بذار زمان بگذره .
فقط کار کردن روی خودت رو ادامه بده18/بهمن/1400 در 13:46 #46791Nastaran123
مشارکت کنندهحرفی که زده بودم رو پس گرفتم دیروز با پسره حرف میزدیم پرسید از خانوادت چه خبر منم گفتم که چیزی که در باره تو گفته بودم پس گرفتم چون نمیخوام لذت توی لحظه ی حال بودنم خراب شه نمیدونم چرا ولی حرف زدن درباره این موضوع و توضیح راجع به خانوادم و اینکه باهاشون صمیمیتی ندارم و ترجیح میدم حتی زیار حرف نزنم باهاشون بهم حس خیلی بدی داد دوباره دوباره استرس و حسهای منفی شدم این دوستان یه بار هم زمانی که داشتیم در مورد روابط من با دیگران حرف میزدیم اتفاق افتاد حسم بد شد استرس گرفتم و به جایی میرسه این احساسات که دلم میخواد همون لحظه رابطه رو تموم کنم علتش رو نمیتونم بفهمم
18/بهمن/1400 در 13:48 #46792ياسمين
مدیرعزيزم علتش اينه كه خودتو قبول ندارى … مشكلتو با خودت و گذشته ت حل كن همه چيز درست مى شه.
18/بهمن/1400 در 19:35 #46794Fatemeh6761
مشارکت کنندهباید روی ترس واضطرابت کار کنی.چون ترست مانع میشه بتونی روابطت رو به خوبی ادامه بدی
اگه واقعا نمیتونی خودت ترس پنهانت رو پیدا کنی حتما کوچینگ بگیر20/بهمن/1400 در 23:39 #46808Nastaran123
مشارکت کنندهمرسی دوستای عزیز.
ترسهام رو میدونم یعنی نوشتن احتمالات بد و خوب رو هم نوشتم و دارام روشون کار میکنم.
یه سوال دیگه البته باید توی بخش سلامت بنویسم ولی الان اینجا میپرسم من مشکل واژینوسموس دارم حتی وقتی رفتم متخصص زنان اجازه ندادم معایه کنه درست حتی فکرش هم استرس شدید میگیرم و یه جوری میشم الان زیاد این موضوع برام بزرگ و آزار دهنده نیست توی رابطم هم اصلا مشکلی ایجاد نکرده ولی دوست دارم که حل بشه و تجربه کنم میدونن که باورهایی بوده که از بچگی دوستام و اطرافیان گفتن بیهوش میشه آدم اون لحظه خونریزی زیاد و… حتی از دست زدن به خودم هم مستقیم حالم بد میشه این رو نمیدونم از کجا اومده خیلی فکر کردم ولی به نتیجه نرسیدم میشه راهنمایی کنید ؟ مرسی20/بهمن/1400 در 23:39 #46809ياسمين
مدیراز حس دوست داشتنى نبودن ، ناپاك بودن ، پنهان كردن زيباييها و .. چيزايى كه ديگران القا كردن
-
نویسندهنوشتهها
- شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.