سلام وقتتون بخیر من تو زندگی ای هستم با دو تا بچه و همسرم که بارها خیانت کرد و من رودر رو حرف نزدم وساکت موندم به خاطر بچه ها و ترس از حمایت نشدن از طرف خانواده موندم و هر بار بخشیدم و با مادرشونم مشکل دارم و چندین بار قهر کردم رفتم خونه پدرم و سری آخر باز ازش خیانت دیدم و رفتار سردش باعث شد باز برم ولی انقدر پیام داد و تهدید کرد که بی خبر رفتی این کارو میکنم واون کارو میکنم…. باز برگشتم بعد فهمیدم حتی گوشیمو هک کرده و پیامامو میخونده با خواهرام اینم شد یه ناراحتی دیگه البته ادم مسئولیت پذیر هست و نیازهای مالی رو برطرف میکنه نمیذار کم و کسری داشته باشیم، سفر و رسیدگی به بچه ها این موردهای خوب رو داره یه مدته تو فکرم ازش جدا شم ولی میترسم به خاطر بچه هام به خاطر خودم شاید کم بیارم خانوادم چه حالی پیدا کنن آخه اصلا طلاق رو قبول نمیکنن و میترسم طلاق من رو زندگی بقیه ی خواهرامم اثر میذاره شاید اونا هم به مشکل بخورن البته خیلی رو خودم کار کردم خیانتاش حالمو بد نمیکنه گریه نمیکنم بی تفاوتم خودم میگم بمونم تا جایی که دوباره یه بهونه بده دستم بعد برم یا نه کارم اشتباهه حالا که خیلی برام مهم نیست خیانتاش بشینم ظاهرا زندگی کنم باهاش حداقل از لحاظ مالی ساپورتم میکنه بچه ها مشکلات بعد طلاقو ندارن و اینکه ام اس دارم خیلی از اون لحاظ پشتم بود داروهای گرون تهیه میکرد اونجا تنهام نذاشت نمیدونم باید چیکار کنم