صفحه اصلی اول › انجمن ها › خرد جمعی › ارتباط با خدا › آرامش روح از دنیا رفتگان
- این موضوع 24 پاسخ، 1 کاربر را دارد و آخرین بار در 4 سال، 8 ماه پیش بدست
Jino بهروزرسانی شده است.
-
نویسندهنوشتهها
-
26/اسفند/1399 در 17:51 #41223
Honey H
مشارکت کنندهآیا ما مى تونیم براى آرامش روح از دست رفتگان کارى انجام بدیم، انرژى بفرستیم و یجورایى آرومشون کنیم؟
26/اسفند/1399 در 22:52 #43296Afrooz Saghir
مشارکت کنندهسلام عزیزم
اصلا بهش فکرم نکن، چون افرادی که از دنیا میرن و در واقع از زندان جسم آزاد میشن انقدر حالشون خوبه که نیازی به طلب آرامش ما ندارند…
اونا بد بدشونم از خوب خوب ما حالش بهتره پس خودتونو اذیت نکنید،
بعد ما واسه زنده ها کاری نمیتونیم بکنیم چه برسه به از دنیا رفته ها…
شاد باشید26/اسفند/1399 در 22:56 #43297Honey H
مشارکت کنندهمرسى افروز جون
واقعاً وقتى آدم برمى گرده عقب و مى بینه چه باورها و افکار اشتباهى داشته خداروشکر مى کنه که الان به حقایق داره پى مى بره
مرسى عزیز دلم26/اسفند/1399 در 22:58 #43298Honey H
مشارکت کنندهافروز جون من دارم کناب سفر روح رو مى خونم.
خیلى جالبه واقعاً
واینکه خوب همه ى ما طى چندین زندگى دوباره به کره خاکى میایم
خوب این جهان ادامه داره تا بى نهایت ؟
و اینکه هر روح که به عالى ترین درجه کمال برسه بازهم در قالب جسم مادى به اینجا برمى گرده
محدودیتى براى تعداد زندگى هاى مادى ما وجود داره
ته این ماجرا چیه؟
اینکه مى گیم ما به این دنیا میایم تا باعث گسترش جهان بشیم خوب تا کى جهان مى خواد به گسترشش ادامه بده ؟26/اسفند/1399 در 22:59 #43299Afrooz Saghir
مشارکت کنندههانیه جان دنیا خیلی رمز و راز داره و ما واقعا سر از همه چیز در نمیاریم ولی من یه مطلب از بودا برات میگم، بودا در لحظات آخر زندگیش که داشت مراقبه میکرد، به حدی بدنشو سبک احساس میکرد که حس میکرد تبدیل به گاز شده، بعد متوجه شد که آگاهیش یا روحش تا الان در بدن حدودن ۷۰۰ نفر حضور پیدا کرده و بودا دیگه جسم آخری هست که باید درونش می بوده،
هانیه جان ما باید تبدیل به خدا بشیم تا بتونیم به خدا بپیوندیم و انقدر در جسمهای مختلف حضور پیدا میکنیم تا خداگونه بشیم….26/اسفند/1399 در 23:00 #43300Honey H
مشارکت کنندهواقعاً خوشحالم که اینطوریه
این آمدن مجدد ما به این کره خاکى خیلى منطقیه
بنظرم اگه این مطالب رو همه مى دونستن خیلى خیلى تأثیرگذارتر مى بود روى عام تا ترسوندن از خدا براى گناه نکردن
کتابا بشدت جذبم کرده تا به روشنایى برسم
واقعاً ممنونم ازت افروز جون26/اسفند/1399 در 23:00 #43301Honey H
مشارکت کنندهافروز جون سلام.
همونطور که گفتم من کتاب سفر روح رو دارم مى خونم . مى خوام بدونم ما که الان با این حقیقت توى این زندگى خاکى آشنا شدیم، اگه خودمونو پرورش بدیم و بهتر کنیم ، این آگاهى براى زندگى هاى بعدى ما مى مونه باهامون ؟یا اینکه اگه تو زندگى هاى بعدى معلوم نیست درجه روح ما چى باشه؟26/اسفند/1399 در 23:02 #43302royabinebidar
مشارکت کنندهسلام. اینی که شما میگید همون تناسخ هست. پس چیزهایی که تا حالا به ما یاد دادن، که بعد از مرگ میریم برزخ تا زمان قیامت برسه چی میشه؟ کلا اسلام تناسخ رو قبول نداره. راستش اگه این حرف شما درست باشه و آدم ها بارها به این دنیا برگردن، من یکی واقعا تحملشو ندارم. واقعا دلم میخواد وقتی که رفتم در یه عالم دیگه آروم و راحت باشم. دیگه تحمل ندارم دوباره و دوباره تو این دنیا زندگی کنم. هرگز.
بعد هم شما در پاسخ به دوستمون گفتین آدم که میمیره از زندان جسم آزاد میشه و انقدر حالش خوبه که به ما احتیاجی نداره، پس این یکی حرفتون رو چجوری توضیح میدین؟ اگه کسی میمیره و از زندان جسم آزاد میشه و حالش خوبه، چرا میگید دوباره میره توی یه جسم دیگه. این جوری که اسیر یه جسم دیگه میشه و زندگی مادی دوباره براش درد و رنج به همراه میاره. پس چطوری حالش خیلی خوب خوب می مونه. من واقعا نمیخوام زندگی دوباره و دوباره توی این دنیا ادامه داشته باشه. خواهش میکنم بگید حقیقت نداره. این خیلی زجر آوره!!!26/اسفند/1399 در 23:03 #43303دنیا گرایلی
مدیرکللطفن کتاب سفر روح نوشته دکتر نیوتن رو مطالعه کن
در قران در ایات بسیاری به توالی روح اشاره شده و این توالی روح هست نه تناسخ26/اسفند/1399 در 23:08 #43304royabinebidar
مشارکت کنندهچشم میخونم. ولی از صمیم قلبم آرزو دارم اگه قراره توالی ای هم باشه، دیگه برگشتن دوباره و دوباره توی این دنیا نباشه. رفتن به جاهای بهتر و بهتر و بدون درد و رنج باشه
26/اسفند/1399 در 23:09 #43305royabinebidar
مشارکت کنندهاگه میشه یکی دوتا از اون آیه ها رو هم بفرمایید.
ممنون26/اسفند/1399 در 23:10 #43306دنیا گرایلی
مدیرکل۲:۲۸ کیف تکفرون بالله و کنتم اموتا فاحیکم ثم یمیتکم ثم یحییکم ثم الیه ترجعون چگونه به خدا کفر میورزید و حال آنکه شما مرده بودید پس شما را زنده کرد سپس شما را میمیرانَد سپس شما را زنده میکند سپس به سوی او بازمیگردید. نخستین کلمهی اِحیا (یا زنده کردن) در این آیه نمیتواند در اشاره به خلقت یا تولد یا نشأت از عدم یا چیزی غیر مربوط به انسان باشد زیرا به صراحتِ آیه این اِحیا، هم در مورد مخاطبین انسانی است و هم، به نحوی قویتر، در مورد مخاطبین انسانیِ مرده است. به عبارتی سادهتر، آیه در اولین فرازِ قسمتِ اصلیِ خود میگوید شُمایی که الآن زندهاید همانهایی هستید که قبلاً انسانِ مردهای بودید.
26/اسفند/1399 در 23:12 #43307royabinebidar
مشارکت کنندهمن نمیخوام دیگه به این دنیا برگردم. نمیخوام. میشه کاری کرد؟????????
26/اسفند/1399 در 23:13 #43308royabinebidar
مشارکت کنندهتا حالا فکر میکردم می میرم و راحت میشم. مرگ برام یه امید و انگیزه بود. امروز که این مطالب رو خوندم و چند ساعتی هست که کتابی رو که فرمودید دارم میخونم، خیلی احساس بدی دارم. احساس افسردگی میکنم. من دیگه حوصله ندارم دوباره به سختی های زندگی برگردم. من تا حالاشم یه جورایی داشتم به امید مردن، زندگی میکردم. این اطلاعات جدید برام عذاب آوره. چرا نباید به آرامش ابدی رسید؟ چرا نباید پیش خدا موند و بر نگشت؟ چرا باید دوباره برگشت و دوباره سختی کشید؟ کی قراره تموم بشه. من طاقت ندارم.
26/اسفند/1399 در 23:13 #43309royabinebidar
مشارکت کنندهراستی من رفتم تفسیر این آیه رو نگاه کردم. نوشته بودن اون کلمه موت اولی، با اماته فرق داره. موت به معنی هر چیز بی جان هست، ولی امات به معنی چیزی که قبلا زنده بوده، ولی بعد مرده.
-
نویسندهنوشتهها
- شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.