صفحه اصلی اول › انجمن ها › خرد جمعی › روابط › تنهایی › پاسخ به: تنهایی
28/آبان/1403 در 12:10
#49393
مشارکت کننده
من هیچکس رو ندارم. پدر و مادرم حتی پیشم نیستن و هفته به هفته باهام تماس نمیگیرن. همه ی وقتم و انرژیم رو برای خودم صرف میکنم و تمام تلاشم رو میکنم که این دختر کم و کسری نداشته باشه. گاهی از فرط تنهایی که دارم اضطراب میگیرم ولی زود خودمو جمع میکنم. گاهی غم وجودم رو میگیره و گریه م میگیره ولی بعدش بلند میشم و دوباره با قدرت برای خودم تلاش میکنم. ولی چرا طلسم این تنهایی شکسته نمیشه؟ چرا باید همه چیز توی زندگی فراهم باشه به جز ی شریک و همراه؟ من اگه بیفتم بمیرم تا هفته ها هیچکس باخبر نمیشه! چقدر خودمو به دندون بکشم؟