صفحه اصلی اول انجمن ها خرد جمعی روابط تنهایی پاسخ به: تنهایی

#49393
Kimiya
مشارکت کننده

من هیچکس رو ندارم. پدر و مادرم حتی پیشم نیستن و هفته به هفته باهام تماس نمیگیرن. همه ی وقتم و انرژیم رو برای خودم صرف میکنم و تمام تلاشم رو میکنم که این دختر کم و کسری نداشته باشه. گاهی از فرط تنهایی که دارم اضطراب میگیرم ولی زود خودمو جمع میکنم. گاهی غم وجودم رو میگیره و گریه م میگیره ولی بعدش بلند میشم و دوباره با قدرت برای خودم تلاش میکنم. ولی چرا طلسم این تنهایی شکسته نمیشه؟ چرا باید همه چیز توی زندگی فراهم باشه به جز ی شریک و همراه؟ من اگه بیفتم بمیرم تا هفته ها هیچکس باخبر نمیشه! چقدر خودمو به دندون بکشم؟