#47864
ناشناس
غیرفعال

یاسی جون اگر صلاح دیدین اینو بذارین.
اون آدم،یه بازی ای داشتیم بنام بخور بخو!یعنی از رو لباس،مثلا شکم منو میخورد و من قلقلکم میومد میخندیدم،و این بازی رو تو هال جلو عمه و مادربزرگم انجام میدادیم.بعدش منو برد به اتاق و روی شکم خوابوند،شلوارمو کشید پایین و ب ا س ن رو مثلا میخورد.منم یادمه فقط گفتم زشته نکن ولی نه سعی کردم فرار کنم نه هیچی.شاید خوشمم میومد.بعدش خودش دراز کشید و از من خواست اندام خصوصیشو بخارونم.این اتفاق باعث شد من روی ب ا س ن بشدت حساس بشم و تو دوران نوجوانیم دو سه تا شلوار رو هم میپوشیدم و از مادرم که مریض شده بودم واسم آمپول زده بود متنفر باشم!
و تو مدرسه گاهی خودمو از قصد میکالیدم ب پشت دوستام.