صفحه اصلی اول › انجمن ها › خرد جمعی › رشد فردی › ترس › پاسخ به: ترس
سلام
واقعیتش نمیدونم از کجا و چجوری باید درمورد این مسئله بنویسم
اما مدته طولانی تقریبا ۲ سالی هست که حس میکنم دارم تیکه تیکه منجمد میشم انگار که خواستن چیزی و داشتن رویایی برام غیر ممکن شده حس میکنم که زندگی بی معنی دارم که توش قرار نیست خوشحال باشم و همه چیز خلاف من در حال جریان هست و ترسم از اینکه این حس های بد روزی به زندگیم پایان بده و من دیگه تحمل زندگیو نداشته باشم
از ظاهر شدن و دیده شدن میترسم و ترسم به مرور حس میکنم بیشتر بیشتر میشه
میدونم که این مشکل برمیگرده به کمبوده اعتماد به نفس اما نمیتونم راحلی براش پیدا کنم و بهش باور داشته باشم
از اینکه تمهایی کاریو انجام بدم خیلی میترسم حس میکنم که با تنها انجاک دادنش محکومه به شکستم
از اینکه نتونم شرایطو تغییر بدم خیلی میترسم
مدتی هست که ویس های دنیا جونو گوش میدم اما این حس ها همیشه همراه منه