صفحه اصلی اول › انجمن ها › خرد جمعی › پول › تضاد › پاسخ به: تضاد
سلام عزبزم .من دست از سر خودم بر داشتم دست از قربانی بودن برداشتم دیگه ازدهیچ کس توقع نداشتم فقط خدارو از اعماق وجودم صدا میزدم افکار منفی که ذهن میگه زندگیت همینه کار نیس گرونی شده دیگه خواب خونه پول ماشینو ببینی دیگه بلید آرزوی یه تولد واس بچت داشته باشی از این افکار خونه خراب.اینا رو نوشتم وبعد شروع کردم به نوشتن نکات مثبت اینکه همسرم با اینکه بیکاره ولی خیلی کاربلده وخداروشکر کردم بچه هام سالم هستن وزودتر خداروشکر میکردم مثلا خدایا شکرت که شوهرم یه کار عالی با درآمد عالی بهش پیشنهاد شد خداروشکر یه خونه با احاره کم وصاحب خاته مهربان دارم ودقیقا همه ی این اتفاقات واسم افتاده .واصلا منتظرشون نبودم چون خودمو تو اون شرایط میدیم والان من دقیقا تو این شرایط هستم والانم مرتب روخودم کار میکنم و این باور میسازم که پول مثل نفس کشیدن وبرگ درخت وارد زندگیم میش.وهمین طورم شده وهزار باز بگم خدایا شکرت کمه.من وقتی با ونیا آشنا شدم پول یه خوراکی ارزونم واس بچه هام نداشتم الانم هرچی بخان میخرم خدایا شکررررررت خدایا شکررررررت .