Samira: نتایج شما

یکشنبه ۹۷/۰۹/۱۱

SamiraSamira: من چندین سال بود که با خانواده ی همسرم در یک ساختمان ولی واحد جدا زندگی میکردم که فوق العاده آدم هایی با انرژی منفی هستن و توقعات خیلی زیادی ازم داشتن،و همیشه از زخم زبوناشون اذیت میشدم،ولی بعد از آشنایی با این قوانین تونستم از اون خونه به طور معجزه آسایی بیام بیرون به طوری که همه تعجب میکردن حتی همسرم قبلتر ها میگفت حالا ده سالی هم اینجا هستیم ولی باورتون نمیشه چنان همه چیز دست به دست هم داد و من از اون جهنم نجات پیدا کردم،الانم تضادهای زیادی پیش میاد برام ولی سعی میکنم با قوانین باهاشون مواجه بشم،در طول اون مدت که اونجا بودم فقط سعی میکردم حالمو خوب نگه دارم و واقعا معجزه رو دیدم

یکشنبه ۹۷/۰۹/۱۱

الهامالهام: آشنایی با دنیا یعنی ورودبه یه دنیای جدیدکه باهرقدم چیزهای جدیدتر وبهتری میبینی

یکشنبه ۹۷/۰۹/۱۱

سماسما: سلام دنیا جون...من تا خدودی با قوانین آشنا بودم ولی واقعا نصف ونیمه بود .من چند روز پی در پی از خداوند طلب کمک میکردم و ازش میخواستم کمکم کنه البته نه با گریه وزاری اتفاقا خیلی هم با آرامش دو روز بعدش خیلی خیلی اتفاقی با شما سایتتون کانآلتون آشنا شدم.و مطمن بودم از اینکه شما جواب درخواست من از منبع انرژی هستید سریع عضو سایت شدم و بیشتر فایل ها رو گوش دادم با خودتون مشاوره خصوصی گرفتم و الان یک هفته یا ده روز که با شما همراهم آرامشی رو که دارم برای خودمم عجیب و باورنکردنی بی نهایت سپاس گذارم

یکشنبه ۹۷/۰۹/۱۱

ShadinShadin: من بتازگی با دنیا جون آشنا شدم. هر روز مشغول گوش دادن ویس ها هستم. تو این مدت کم ،نشونه کم ندیدم. آخریش دیروز بود،از صبح آب نداشتیم و اصلا نمیتونستم کاری کنم و غذایی آماده کنم،هوا هم ابری بود،داشتم میرفتم تو فاز منفی که گوشی برداشتمو یکی از ویس هایه دنیا رو گوش دادم. اون قسمتش که گفت ،یهو دلم مثلا خورشت بادمجون میخواد،خونه ی دوستم دعوت میشم و میبینم به طور اتفاقی ایشون خورشت بادمجون درست کرده،مطمئنم که این غذا از فرکانس مثبت منه . همون موقع یه حس خوبی بهم دست داد و گفتم خدایا شکرت ببخاطر این غذایه خوشمزه که امروز داریم،تو این هوای ابری حسابی مزه میده،(حالا این درصورتی بود که ساعت ۱ ظهر بود و نا آب نداشتیم). خدا رو شاهد میگیرم که نیم ساعت طول نکشید که همسایمون با یه کاسه ی بزرگ سوپ شیر رنگ خونمونو زد???? این اولین بار بود که برامون غذا میاورد،بهش گفتم مگه آب شما قطع نبود،گفت صبح نصفشو درست کردم،بعدم رفتم آب معدنی خریدم. انقدر تو شوک بودم که متوجه نشدم چجوری تسکر کردم ازشون. وقتی خوردیم و تموم شد،گفتم دستم درد نکنه چه غذایی درست کردم در این هوای اب ی واقعا چسبید،همسرم با تعجب گفت مگه شما پختی؟?