Marziyeh: تصویرسازی

سلام من با همسرم اصلا رابطه خوبی ندارم دوبار قصد جدایی داشتم اهل دروغ و خیانت هست و یه دختر پنج ماهه هم دارم اللن میخوام تمرکزم از روی اون بردارم روی خودم کار کنم وقتی رفتارهاش میبینم چند روز میتونم خودم کنترل کنم ولی دوباره بهم میریزم و اینکه روی تجسم ذهنی از آینده خیلی مشکل دارم و نمیتونم تصویر قشنگی برای خودم بسازم همش سطحیه میگم ولی همش پس زمینه ذهنم تاریکه سرده

5 نظر نظر خود را بنویسید

  1. یاسمین یاسمین گفت:

    سلام. همه چیز خودت هستى و اگر روى خودت کار کنى و به احساس خوب برسى ، اتفاقاتى مى افته که یا مسیر زندگى تون از هم حدا مى شه یا بُعد خوب شخصیتش رو مى بینى …..
    تصویرسازى باید با احساس خوب باشه اگر نه فایده نداره. فعلا با تمرینات دیگه اى مثل شکرگزارى ، تمرکز و تکرار خصوصیات مثبت خودت توجه به بچه و هرچیز قشنگى که اطرافت مى بینى ، به آرامش و احساس خوب برس تا بعد…

    ۱+
  2. maryam maryam گفت:

    سلام فعلا توجهت رو بزار روی داشتن حال خوب اکنونت اینده رو همین حال خوب امروزت میسازه،روی نکات مثبت همسرت تمرکز کن و بدون که رفتار همسرت بازتابی از باورهای خودت هست باورهای غلطتت رو ریشه یابی کن و هروز شکرگزاری هم انجام بده

    ۰
    • یاسمین یاسمین گفت:

      همه چیز خودت هستى یعنى هر فکر و باورى داشته باشى انعکاسش رو بصورت اتفاقهاى اطرافت مى بینى…باور خودکم بینى ، احساس کم ارزشى و دوست نداشتن خود ، باور اینکه توى جامعه همه مردها خیانتکارند و …. به جهان فرستاده مى شن و بازتابش بصورت افرادى که دروغ مى گن ، خیانت مى کنن و صادق نیستند دیده مى شه. درواقع اون احساسات بد بصورت اتفاقاتى که احساس بد بیشتر ایجاد مى کنن درمیان….

      ۱+
    • Marziyeh Marziyeh گفت:

      ممنون
      ممکنه چه باوری در درون آدم خیانت و دروغ بازتاب کنه؟

      ۰
  3. parvaz parvaz گفت:

    من امروز بعد از گوش دادن یکی از سی دی های دنیا جان، جواب سئوالی که دو ماه ذهن من را به خودش مشغول کرده بود دریافتم. من یک ساله که عقد کردم و فرد مقابلم خیلی از ویژگی هایی که همیشه می خواستم طرف مقابلم نداشته باشه را داره. با خودم خیلی فکر کردم که من همیشه وقتی در مورد ویژگی های همسر مورد نظرم می نوشتم از عبارات مثبت استفاده می کردم، هیچوقت هم اعتقاد نداشتم همه مردهای اطراف من بدند و اتفاقا همون چیزهایی که با تاکید بیشتر راجع بهشون مثبت می نوشتم در این فرد هست. مثل عصبانیت، تعصب، دست و دلباز نبودن ( که من همیشه جملات مثبت می نوشتم مثلا خدا یا متشکرم که همسری مهربان و صبور و خوش اخلاق و دست و دلباز دارم که من و ظاهر و پوشش من را به همین شکلی که هست می پذیره). امشب فهمیدم اشکال کارم کجاست. من همیشه توی ذهنم و ناخودآگاه وقتی به خواهرهام فکر میکردم به خاطر علاقه ای که بهشون داشتم دائم ویژگی های منفی همسرهاشون و رفتارهای ناشایستشون توی ذهنم مرور میشد، همین طور وقتی به زندگی های دیگه فکر میکردم، اشکالاتشون را بررسی میکردم و البته هدفم درس گرفتن بود و این که چی کار کنم که در زندگی خودم اونها را تجربه نکن. ولی در واقع ذهن من نه کاری به دلیل مثبت افکار من داشت و نه درسهای مفیدش. ذهن من تنها تصاویری که دائم در ذهن من رژه می رفتند را مبنای جذب همسرم به زندگی من قرار داده بود. با این که باور نداشتم همسر من رفتارهای اشتباه اونها را خواهد داشت و همیشه مطمئن بودم انتخاب درستی خواهم داشت.و الان تصمیم گرفتم با شیوه ذهنم باهاش برخورد کنم. ذهنم فعلا عادت به تحیل داره، پس من میگذارم تحلیلش را انجام بده ولی تمرکزم را از روی تحلیل منفی های زندگی ها بردم روی مثبت ها) مثلا خواهر من چه برخوردی با همسرش داشته که باعث شده دست و دلباز باشه و …
    شما هم باید افکاری که دائم توی ذهنتون رژه میره را تغییر بدید و همونطور که دوستان گفتند روی مثبت ها متمرکز بشید. اولش سخته. ولی اگر حواستون به افکارتون باشه آروم اروم درست خواهد شد و می تونید کنترلشون را به دست بگیرید.

    ۰

پاسخی بگذارید