: سلام دوستای عزیز

سلام دوستان.
من دو هفته پیش درخواست ویزا دادم و خیلی هم عالی بود کاملا متفاوت با سال پیش که درخواست داده بودم.مصاحبه هم عالی بود حتی افیسر ی که باهام مصاحبه میکرد با اینکه خیلی جدی هست ولی از زبان من خیلی تعریف کرد و گفت خیلی خوب حرف میزنی.منم خیلی حالم خوب بود و میدونستم که بع خاطر اینکه درونم رو تغییر دادم همه چیز در دنیای بیرون هم تغییر کرده.ولی امروز و دیروز نمیدونم چرا دلم گرفته و استرس دارم هرپچقدر هم روز سفارت رو برای خودم یاداوری میکنم باز هم فایده نداره حالم خوب نمیشه این رو هم بگم که نزدیک پریودم هست و شاید تغییرات هورمونی هست به هر حال برام مهمه که از درون حالم رو باز خوب کنم چون میدونم احساس بد و ارتعاش بد اتفاقات بد بوجود میاره و نمیخوام اتفاقی که سال پیش افتاد تکرار شه.اهنگ گوش میدم خوب نمیشم هر کار میکنم فایده ای نداره ممنون میشم راهنمایی بدید و بگید الان این حال بد م تاثیر میزاره چ.ن دو روز هست که ادامه پیدا کرده راستی مدام هم این فکر میاد که من هنوز معلوم نیست ویزا بگیرم و دارم کلاسها رو انلاین میگدرونم .

7 نظر نظر خود را بنویسید

  1. maryam maryam گفت:

    سلام دوست عزیز این ترس رو کنار بزار که قراره بازم اتفاقات سال قبل تکرار باشه ذهن و افکار ما فقط یه مموری و حافظه هستن که براساس اتفاقات گذشته هی فکر تولید میکنن مثل یه کارخونه فکرسازی بهشون توجه نکن با خودت بگو که تو یه مموری هستی ولی من الان دارم اتفاق زندگیم رو خودم رقم میزنم تو تله افکارت نیفت و در اینمواقع برای خودت یه جمله داشته باش و تکرار کن و ایمان داشته همه چیز در بهترین زمان خودش اتفاق میفته

    ۰
    • Nastaran123 Nastaran123 گفت:

      مرسی مریم جون از راهنمایی خوب و مفیدت.من الان دارم کلاسها ی دانشگاه رو انلاین میگزرونم از یک طرف دلم میخواد بیشتر کنار مامان بابام باشم و استراحت کن (با وجود ترسی که گاهی میاد و شک ولی ته ته دلم احساس میکنم کخ اینبار میرم)و از طرفی میگم اگر درسها رو جدی نگیرم ممکن این پیام رو برای کاینات داشته باشه که من زیاد به خواسته ام اهمیت نمیدم برای همین یکم نمیدونم از دیدگاه قوانین باید جدی بگیرم درسها رو یا استراحت کنم و با مامان بابام بشتر وقت بگزرونم اینم بگم کخ من دابستگی ندارم بهشون اصلا یک سال خونه نرفتم اصلا و تنها هم زندگی میکردم دو هفته بیشتر نیست که برگشتم پیششون الان هم کلاسها رو شرکت میکنم و درسها رو خوب گوش میدم ولی بعدش دیگه وقت برای خوندن نمیزارم میشه توی این مورد هم راهنماییم کنید؟ممنون

      ۰
  2. Nastaran123 Nastaran123 گفت:

    من امروز یعنی الان خیلی ارتعاش بدی دادم اصلا نتونستم خودم رو کنترل کنم حتی علتش رو نمیدونم دیشب حالم خوب شد صبح هم همینطور ولی الان خیلی فرکانس بدی دیدم الانم عداب وجدان دارم بابتش نمیدونم چی کار کنم .ممنون میشم بهم راه کار بدید دیشب هم با راه شما شکر گراری حالم خوب شد.الان بی دلیل سر مامانم داد زدم کلی هم گریه کردم میدونم دارم با این فرکانسها خودم مانع گرفتن ویزا میشم.

    ۰
  3. Nastaran123 Nastaran123 گفت:

    بله درسته چون میترسم که بابتش مظمین باشم بابت گرفتن ویزا در مقابل دیگران و اتفاق سال پیش باز تکرار شه چون پارسال ته دلم احساس لیقاقت نداشتم و ارتعاشم هم همیشه بد بود و در مقابل مامان بابا م طوری حرف میزدم که من مظمینم میرم و یجورایی هم شرایط رو میخواستم خودم کنترل کنم.الان برای همین خیلی سعی میکنم احتیاط کنم که مثل پارسال نشه هم خودم کنترل رو برداشتم تا حدی که حتی دانشگاه پیگیری نکردم تا خودشون ایمل زدن و گفتن که باید ثبت نام کنم و کلاسهار و شرکت کنم و هم به مامان بابا م هر بار از رفتنم حرف میزنن میگم هنوز که معلوم نیست.ولی با خودم همیشه میگم قرار ویزا رو صادر کردن باهام تماس بگیرن ته ته دلم هم باور دارم ولی به خاطر تجربه ی پارسال هست که احتیاط میکنم.نمیدونم کار درستی میکنم یا نه؟

    ۰
  4. یاسمین یاسمین گفت:

    سلام. پیشاپیش بابت دریافت ویزا شکرگزارى کن

    ۱+
    • Nastaran123 Nastaran123 گفت:

      ممنون عزیزم از راهنماییت پس حس درونیم با شکرگزاری درست میشه ؟یه سوال دیگه وقتی مامانم جوری حرف میزنه که کارم انگار درست شده من میگم مامان هنوز که معلوم نیست هنوز که جواب نیومده حالا ایشالا اگه خدا خواست و ویزا گرفتم (اینجوری میگم که با منطق مامانم هم راستا باشه اگرنه میدونم که خود ما سرنوشتمون رو رقم میزنیم)به نظرت اینجوری که میگم خوبه؟یا این حرف که به مامانم میگم به مرور حسم رو بد میکنه؟
      بازم منونم ازت که با صبر و حوصله همه ی سوالهل رو جواب میدی .

      ۰
    • یاسمین یاسمین گفت:

      به نظر میاد که ته ذهنت هنوز باور غلطى نسبت به این جریان دارى… اون رو پیدا و اصلاح کن

      ۱+

پاسخی بگذارید