پروين: سلام من با زنداداشم بعد از ۲۲ سال که عین رفیق و خواهر با هم بودیم سر یه کلمه انتقادی که به برادرم کردم ۶ماهه باهام قهره و الم شنگه ای به پا کرده که نگو و بدتر از همه اینکه هر مدلی که به صلاح خودش بوده برای دوست و فامیل و همسایه تعریف کرده و من برای اشتی خونشون رفتم و حتی یکی از فامیلها میخواست اشتیمون بده و گفت که باهم خونمون دعوتشون کنم و کردم ولی بازم لجبازی کرد و یه جور دیگه ای بهم کم محلی کرد و من بازم زنگ زدم و ازش توضیح خواستم که یه بهونه الکی اورد و مطمئنم که برادرم هم باهاش همراهی میکنه ،همه اینا رو گفتم که بگم چون خیلی دوسش داشتم و باهاش صمیمی بودم الان خییلی ناراحتم ،چیکار کنم؟؟

2 نظر نظر خود را بنویسید

  1. یاسمین یاسمین گفت:

    سلام. توجهت رو زیاده از حد روى این جریان گذاشتى. بخاطر همینه که دایم موضوعى پیش میاد که دایم احساست بدتر بشه و از اون رفتار ناخوشایند بیشتر ببینى….. براى مدتى اونا رو فراموش کن و به خودت بپرداز. روى خودباورى و ارزشمندى ت کار کن. وقتى حساسیتت کم بشه اتفاقات خوبى مى افته امتحان کن……

    ۲+
  2. maryam maryam گفت:

    سلام دوست عزیز واقعا یاسی جون درست گفتن رها کن و براشون خیر و سلامتی بخواه و هرجا هستن خوش باشن،مطمئنم که بعد از مدتی درست میشه چون خودم به شخصه تجربه کردم

    ۰

دیدگاهتان را بنویسید

دور جدید ورکشاپ فرمان از تو اطاعت از جهان

ثبت‌نام دور جدید (ششم) ورکشاپ فرمان از تو اطاعت از جهان شروع شد و تا ۱۶ آبان ادامه خواهد داشت.

خرید و ورود به ورکشاپ