mona: تضد بعد از آشنایی با قوانین

سلام به همه دوستان
من.یکسال و یکماهه که با قوانین از طریق دنیا جون آشنا شدم و کلی تغییرات مثبت مثل رگبار وارد زندگیم شد هرروز خدا رو شکر میکردم و هرروز خوشحال بودم تا حدود یکماه قبل که همه اتفاقهای خوب یک شبه نابود شد الان هرکاری میکنم نمیتونم مثبت باشم اصلا فکرم کار نمیکنه همش میگم من که خوشحال و شکرگذار بودم چرا اینجوری شد افکار منفی یجوری هجوم میارن که نسبت به آینده خیلی بدبین شدم
ازتون کمک میخوام راهنماییم کنید که چجوری از این حال بیام بیرون تا دوباره اوضاع مثل قبل بشه

10 نظر نظر خود را بنویسید

  1. یاسمین یاسمین گفت:

    سلام دوست عزیز. قرار نیست که تضادى وجود نداشته باشه. تضادها همیشه هستند مهم اینه که ما چقدر روى خودمون کار کردیم و چقدر قوى شدیم که بتونیم اون مشکلات رو کوچیک بدونیم و از پسشون براییم.. حتا کسانى که خیلى روى باورهاشون کار کردند هم دچار تضاد مى شن و همون باعث مى شه یه باورغلط و فکرمنفى دیگه شونو پیدا کنن تا دیگه تکرار نشه….براى همینه که تمرینات رو باید تا اخر عمر ادامه بدیم.
    چیزى که خیلى مهمه اینه که احساس خوبمون رو حفظ کنیم تا اوضاع بهتر و بهتر بشه…
    فایل رایگان بزرگى و کوچکى تضادها در همین رابطه ست حتما بارها و بارها گوش کن

    ۷+
    • mona mona گفت:

      مرسی دوست خوبم این فایل رو قبلا گوش دادم ولی الانم دوباره حتما گوش میدم

      ۱+
  2. Afrooz Afrooz گفت:

    در ادامه‌ی صحبتهای یاسمین عزیز من یه نکته رو اضاف کنم اینکه ما تنها از طریقِ تضادها رشد میکنیم، اگر تضادها وجود نداشته باشن ما سر جای خودمون میمونیم ولی این تصادها هستن که میان و ما وظیفه داریم ازشون درس بگیریم و آگاه‌تر بشیم، دلیلِ این همه حالِ بد اینه که دمبالِ درس توی تضادت نبودی عزیزم، فقط به این فکر کردی که نباید اتفاق میوفتاده،و اصلا همچین چیزی ممکن نیست، ما زمانی دیگه تضاد نداریم که مرده باشیم…
    حال دلت رو خوب کن، دوباره خوبها از راه میرسن

    ۵+
    • sara sara گفت:

      سلام افروز جان با جواب شما برای من یه سوال ایجاد شد،مگه دنیا جون نمیگه که اگر حالتون خوب بشه روز به روز پیشرفت خواهید کرد و اتفاقات خوب برات میوفته،خب این رو میدونم شاید دوستمون یه جایی ته دلش یه فرکانس اشتباه داشته که اوضاع این شکلی شده.اما چیزی که برام سوال شد اینه که وقتی میگی زمانی دیگه تضاد نمیادش که مرده باشیم اینجوری من هر چقدرم حالم رو خوب نگه دارم مدام یاد این میوفتم که الان باید منتظر یه تضاد دیگه باشم برای حل کردن چون من تا زندم باید تضاد تجربه کنم و حل کنم.🤔

      ۰
    • mona mona گفت:

      ممنونم از راهنمایی شما و وقتی که گذاشتید واقعا مثبت موندن نو شرایط سخت و بعد از اونهمه خوشی که نابود شد خیلی سخته ولی سعی ام رو میکنم تا دوباره فرکانسم درست بشه

      ۰
  3. Soosan Soosan گفت:

    سلام دوسِت عزیز دنیا جون تو یکی از فایلهاش میگه به تضاد ها به شکل جعبه کادو نگاه کنید خیلی نکته جالبیه!
    هر تضادی تو زندگیمون میاد باید دیدگاهمونو بهش مثبت کنیم و با خودمون بگیم این تضاد یه درسی برامون داره و آرامشمونو حفظ کنیم

    ۵+
    • mona mona گفت:

      مرسی از وقتی که برای جواب دادن به من گذاشتید
      با خودم سعی میکنم فکر کنم که شاید قرار بوده یه مسیر جدید پیش روم باز بشه
      ولی تمرین ساده ای نیست
      بازم چشم سعی میکنم به چشم کادو ببینمش

      ۱+
  4. مائده مائده گفت:

    شاید ته دلت ترسی داشتی که نکنه اینهمه خوشی که با هم اومده با هم از بین بره، یا بقولی، من و اینهمه خوشبختی محاله، من این جمله رو از خیلیا میشنوم که نشون از ترسی در لایه های عمیق ذهنی داره، حست رو پایدار خوب نگه دار، صبور باش اتفاقات خوب پشت در منتظرند تا دوباره هجوم بیارن و حالت رو عالی کنند و تا همیشه باقی بمونند، پس قوی باش و به مهربونی منبع انرژی ایمان داشته باش

    ۵+
    • mona mona گفت:

      مرسی دوست خوبم
      امیدم به همون مهربونی منبع انرژیه

      ۲+
  5. mahsa mahsa گفت:

    به این تضاد به شکل یک هدیه نگاه کن. دو وجهه داره . اول اینکه نشون داده تو خیلی خوب عمل کردی ولی یک جای کار مشکلی در باورت بوده که اون وضعیت رو عوض کرده. تو قبلا دستاوردهات رو با قوانین به دست اوردی پس دیگه باید مطمین باشی که وقتی تو بخوای و راه رو درست بری همه چیز ممکنه. بگرد ببین این تضاد تو چی بوده. باور محدود کننده ت رو پیدا کن. شاید ترس از دست دادن دستاوردهات داشتی یا انقدر بهشون چسبیده بودی که وابسته اونها بودی و خوب فرکانس وابستگی و از دست دادن برابر هم هست. این رو پیدا کن و فقط روی همین کار کن.

    ۳+

دیدگاهتان را بنویسید