anna:

سلام به دنیا و همه هم فرکانسی های خوب و دوست داشتنی چه قدیمی ها و چه جدیدی ها که به این جمع پیوستند دیشب که داشتم شکرگزاری میکردم نظرم به این جلب شد که این مدت که با دنیا و قوانین آشنا شدم افراد غیر هم فرکانسم به حداقل رسیدن و به نوعی خود بخود بدون اینکه تنشی ایجاد بشه حضورشون توی زندگیم کمرنگتر شده و از طرفی تو جمع های جدید هم که میرم و یا ارتباط شغلی و کاری و…..پیش میاد میبینم تقریبا اکثرشون افراد مثبت هستند و اون نشونه و یا اون جمله و ایده ای که لازم دارم رو از دهن اونها میشنوم و کلی ذوق زده میشم از این جریان …..
اینها بماند من چند روزی بود که میخواستم بیام و حال خوبم رو باهاتون شریک بشم.راستش یکی از خواسته های من داشتم ماشین بود که این مدت بابتش شکرگزاری میکردم و تصویر سازی انجام میدادم و کاملا یهویی یه روز صبح که داشتم میرفتم سرکار همسرم بهم گفت که میخاد ماشین بخره درحالیکه از نظر اقتصادی اوضاع چندان هم جور نبود ولی من کلی از ایده های همسرم برای تهیه پول ماشین خوشحال بودم تا خود ماشین و روال خرید ماشین اونقدر راحت و روان برامون پیش رفت که من همه رو مدیون کائنات هستم یعنی اگر میخاستیم کارخانه ای ثبت نام کنیم کلی معطل میشدیم ولی یه آشنایی پیدا شد که دوتا ماشین از قبل ثبت نام کرده بود یکیش رو نمیخواست و با کلی سفارش و کلی تخفیف که اصلا ما دنبالش نبودیم و در زمان خیلی کمتر حواله ماشین رو به نام ما زد و همسرم بدون اینکه من درخواستی کنم ماشین رو به نام من خرید……..باور کنید خود ماشین اونقدر برام مهم نبود که این پروسه ی شیرین و دلچسب و فوق العاده داشت……و من هر روز بیشتر و بیشتر به اعجاز شکرگزاری و درست بودن قوانین کائنات ایمان میارم و …..

دیدگاهتان را بنویسید