مریم:

سلام میخوام ی چیز جالب رو براتون تعریف کنم ک یهو ب ذهنم رسید .من از سن ۱۶سالگی خواستگار داشتم البته ما ۵تا خواهریم خانوادم طوری بودن ک دختراشونو زودشوهر میدادن من تو سن ۲۰سالگی بودم خیلی دوست داشتم ک اگر خواستم ازدواج کنم ی روز با ی مر قد بلندخوش هیکل و خوش اخلاق ازدواج کنم من همیشه ی ادم خیال پرداز بودم و تو رویا ک میرفتم حالم خوب میشد و اصلا قوانیینو نمیدونستم ک چی ب چیه تا اینکه یکی از دوستام بهم گفت من شنیدم ک اگر شبا قبل از خواب ب اون چیزی ک بخوایی فکر کنی و تصور بکنی برات اتفاق میافته فقط تا همین حد منم اون موقع اصلا نمیدونستم فرکانس و باور و ایناها چیه خوب منم شروع کردم ی مدتی شبا قبل از خواب فقط ب ی مرد قد بلندو چهارشونه متولد شهریور ک خیلی مهربونه فکر میکردم ولی هیچ وقت نمیگفتم خیلی پول دارباشه خلاصه سه سال گذشت و با وجود اومدن کلی خواستگار دقیقا همون ک میخواستم اومد خواستگاری و همونی بود ک میخواستم بعد ک با دنیا و قوانین اشنا شدم ب خودم گفتم اگر همون موقع گفته بودم ک پولدار باشه ی همسر پولدار داشتم واقعا درسته ک شرایط و اتفاقا و ادم هایی ک الان توی زندگیمون هستن یخطر افکارو باورهایی ک داریم هست .

پاسخی بگذارید