مریم:

سلام چقدر حالم خوبه امروز از صبح عالی بودم و گفتم امروز فقط منتظرخبرهای خوبم .پسرم داشت پویا میدید یهو توی برنانه گفت ک خواستیم ناامید نشدیم و آرزومون ب حقیقت تبدیل شد قرلربود برم خونه دوستم ک بدمسیر هم هست اما من راحت تاکسی گیرم اومد با کرایه کمتر بعد ابجیم بهم زنگ زد و برام شارژ فرستاد ک واقعا ب موقع بود بادوستام کلی خوش گذروندم کلی خندیدیم و شیطنت کردیم بعد از طرف دوستم بهم پیشنهاد ی کار شد قراره ی فروشگاه راه بندازه و ب من گفت ک من بهت اعتماد دارم میخوام بیایی کمکم پسر شیطونم اصلا شیطنت نکرد خیلی آرومتر از هر روز بود اگر چ این نشونه ها کوچیکن ولی همشو من خواستم امروز تا الان برام خیلی عااالی بوده خداروشکر خیلی خوشحالم و لازم منتظر خبرای خوبم .

دیدگاهتان را بنویسید