Parastoo:

و اینکه این تضاد بوجود اومد و من خیلی تغییر رو در خودم احساس کردم اگه من پرستوی یکسال پیش میبودم سریع میرفتم و دوسه هفته از زندگی خودم دل میکندم و میرفتم اونجا پذیرایی میکردم و از برادرم مراقبت میکردم اما الان با شناخت قوانین فهمیدم اولویت اول زندگیم خودم هستم و اینکه برادرم خودش این روزها رو برای خودش دعوت کرده بود.
وجالب اینکه دیگه مثل قبل مادرم گله و شکایت نکرد که چرا نمیای و برادرت بیمارستانه بهم گفت راهت دوره نمیخای بیای.

پاسخی بگذارید