نسرین: بی انگیزه هستم

سلام دوستان عزیزم . من مشکلی که دارم و نتونستم پیشرفتی توش داشته باشم اینه که صبح ها انگیزه ای برای بیدار شدن ندارم . تنها زمانی با حال خوب از خواب بیدار میشم که برم سر کار . الان که سر کار نمیرم با اینکه کارهای خیلی مهمی برای انجام دادن دارم و اهداف زیادی هست که باید براش تلاش کنم ، اما بازم نمی تونن محرکی باشن که از تخت خواب جدا شم . مشکل خواب آلودگی ندارما ، کلا دلم نمی خواد پاشم زندگی رو شروع کنم.
چندین سال هست که اینطور زندگی می کنم و خودم احساس می کنم عزت نفسمو کامل از دست دادم ولی هیچ ایده ای برای بهبود شرایط ندارم . اگه راهکاری به نظرتون میرسه ممنون میشم از راهنماییتون .

9 نظر نظر خود را بنویسید

  1. فریده فریده گفت:

    سلام دوست عزیز ،ما چون از بچگی مدرسه می‌رفتیم و صبح بیدار می‌شدیم باالجبار این شده عادت ما،بعد دانشگاه و بعد سرکار پس یه عادت وقتی مجبور نیستیم بیدار بشیم فکر میکنم خب انگیزه نیست پس برای چی بیدار بشم ،برای خیلی‌ها اینجوری اولا نگران نباش ،دوما بدون برای ترک عادت یا ایجاد یه عادت بیست یک روز لازم داریم ،پس بعد از اینکه هدف گذاشتید توی زمان بیست یک رو خودتون مجبور کنید بیدار شید اول وقت بعد این میشه عادتون،مثلا بگید صبح بلند شم برم پیاده روی،موفق باشید

    ۲+
  2. Mojdeh Mojdeh گفت:

    سلام دوست عزیز.شاید پارسال این حرف واسه من بی معنی بود ولی الان که قوانین رو شناختم میفممش.
    وقتی بی انگیزه میشم و کارها بروفق مرادم پیش نمیره احساسم میگه چیز جدیدی در شرف وقوعه.
    توی همچین موقعیتهایی خوشحالی رو واسه هر روزم انتخاب میکنم.همین شادی باعث میشه بهترینها واسم اتفاق بیفته.به این صحبتها به عنوان حرفهای کلیشه ای نگاه نمیکنم.به جای حس غم شادی رو به جای شکست پیروزی و به جای وابستگی عشق و لذت در لحظه رو انتخاب میکنم.واسه صبح بیدار شدن هم روزهای اول فقط متعهد بودن کمکم کرده و بعدشم که دیگه شد انتخابم

    ۲+
    • نسرین نسرین گفت:

      سلام دوست عزیزم . این جمله ت که گفتی: ( وقتی شرایط بر وفق مرادم نیست احساسم میگه چیز جدیدی در شرف وقوعه ) خیلی شبیه باورای منه . که با این حس قشنگ ، یه مدت طولانی واقعا از زندگی لذت می بردم . یادآوری این جمله خیلی به دلم نشست و انرژی خیلی خوبی داشت . مرسی ازت عزیزم

      ۰
  3. مریم مریم گفت:

    سلام نسرین جون.
    اینکه شما انگیزه ندارید ی صبح جدیدو شروع کنید و احساس کسل بودن میکنید بخاطر مقاومت ذهنتونم هست اخه ذهن خیلی درمقابل تغییر کردن مقاومت میکنه من خودمم همینجوری بودم وای الان خیلی بهترم .ذهنم همش میگفت خوب چ فایده داره ک این کارو انجام بدی ولش کن همینجوری ک هستی خوبه، اینا باعث میشد ک من اصلا پیشرفتی نداشته باشم.درکل ذهن دوست نداره ک تغییر کنه چون سالهاست عادت کرده باید مقاومتشو بشکنید .چشماتونو ببندید خودتونو ببینید ک چقدر سرحال و قبراغید چقدر حالتون خوبه چقدر شادید حسش کنید. جلو اینه صبحا بلند بلند بگید من امروز پر از انرژی ام حالم عاااالیه و امروزمو خودم اون جور ک میخوام میسازم، بگردید بببنید چ کاری باعث میشه ک خیلی حالتون عوض بشه همش ب خودتون بگید من بینظیرم من فوق العاده هستم مطمنن جواب میده واستون .
    شاد باشید ♡♥

    ۲+
  4. Parastoo Parastoo گفت:

    نسرین عزیز
    علت اصلی بی انگیزه گی شما در درون شماست که خودت رو دوست نداری و مهارت ها و استعدادهای خودت رو نادیده ودست کم میگیری بیشتر از هر چیزی به خودت برس و خودت رو دوستداشته باش شبها که میخابی مدیتیشن گوش کن حست رو خوب کن سناریو بنویس و برای فرداصب بنویس که مطمن هستم فردا شروع یه روزه خوبه و من پر انرژی و سره حال از خواب بیدارمیشم صب از خواب بیدارمیشی روبه روی آینه به خودت صبخیر بگو و بگو که چقدرخودت رو دوستداری اصلا فکرت رو درگیراین قضیه نکن که مثلا فرداصب بازم کسل و بی حوصله هستم حتی توی تصورات خودت.خودتو یه نسرین شاد و پرانرژی تصور کن خودت رو دوستداشته باش.اینقدرم این حالت کسل بودن وبی حوصلگیت رو نه حتی توی فکر خودت و نه حتی برای اطرافیان تعریف و مرور کن چون فکر کردن به این موضوع باعث میشه زندگیت به همین روان پیش بره فقط کافیه خودت بخواهی یه تحول باورنکردنی توی زندگیت ایجاد میشه.
    موفق باشی.

    ۴+
  5. یاسمین یاسمین گفت:

    سلام. انگیزه رو خودت باید در خودت ایجاد کنى. علاقمندیهایى که از بچگى داشتى و یا هر چیزى که باعث خوشحالیت مى شه رو انجام بده ، دنبال کار مورد علاقت برو و یه چالشى براى خودت ایجاد کن….
    براى خودت ارزش قایل شو واز فکر کردن به گذشته دست بکش. از الان با ایجاد احساس خوب ایندهء قشنگى براى خودت بساز

    ۲+
    • نسرین نسرین گفت:

      مرسی یاسمین عزیزم . برای خودم هدف های کوچیک و بزرگ زیادی تعیین کردم . اکثر علایقمو دنبال کردم ولی هیچی نتونست دلیل قوی باشه که بخوام صبح بیدار شدم . احساس می کنم روزهایی هم که میخوام برم سرکار به این دلیل حالم خوبه که یه راه گریزی از خودم هست . چند ساعت باعث میشه خودمو فراموش کنم . اما نمی دونم چی باعث شده که دارم از خودم فرار می کنم . من قابلیت های خودمو باور دارم و تقریبا تو هر کاری موفقم . اما دلیل این اشتیاق نداشتن به زندگی رو نمی فهمم.

      ۱+

دیدگاهتان را بنویسید