سمن: من مسئولم

سلام بچه ها دنیای عزیز تویکی از ویس هاش راجع به ترافیک حرف میزنه و میگه من توی مالزی که بودم همش وقتی به اون خیابون پر از ترافیک میرسیدم میگفتم من عاشق ترافیکمو اینکه به ماشین های دیگه نگاه کنم و موزیک های دوستداشتنیم و پلی کنم و… ووقتی ک به کیپتان اومدم اینجا هیچ ترافیکز وجود نداره و امکان نداره پشت ترافیک قرار بگیرم من درک نمیکنم که چطور وقتی با حال و احساس خوب به یک موصوع توجه کرده اونو از سره راهش برداشته مگه جواب خدا در مسایل خوب و بد بله نیست پس چطور اینجا برعکس عمل شده‌؟

6 نظر نظر خود را بنویسید

  1. Goli Goli گفت:

    وقتی حس ما خوب باشه چیزهایی رو جذب میکنیم که حسمون رو بهتر و بهتر کنه .نه اینکه هر چیزی رو دوباره جذب کنیم

    ۰
  2. Goli Goli گفت:

    در واقع با خوب کردن حسش و توجه به ماشینهای دیگه وموزیک و… اصلا به ترافیک توجه نکرده .

    ۰
  3. Goli Goli گفت:

    اینکه تمرکزش رو نمیذاشته رو ترافیک که اه چرا ترافیکه اه چرا اینجوریه در نتیجه از مدارش خارج شده امر ترافیک

    ۰
  4. Parastoo Parastoo گفت:

    دوست عزیز منظور اینکه نسبت به اون شرایطی که برات خوشایند نیست توجه نشون نده وبی توجه باشید تا براتون اتفاق نیفته.

    ۰
  5. سمن سمن گفت:

    خیلی خوب جواب دادی عزیزم مرسی از راهنماییه خوبت یاسمین عزیز😘😘😘😘

    ۱+
  6. یاسمین یاسمین گفت:

    سمن جان سلام. منظور دنیا این بوده که تو مالزى تو خیابون شلوغ پشت ترافیک نمى مونده و راه براش سریع باز مى شده و اگر هم احیانا راه باز نشده اصلا سخت نمى گرفته و حرص نمى خورده و به اون شلوغى بى توجهى مى کرده و اهنگ مورد علاقه شو گو مى کرده و از مسیر لذت مى برده تا به مقصد برسه. در همه حال اون حس خوب و ارامش رو داشته و بدون عجله و استرس مى رسیده.انقدر درونش با ترافیک به صلح رسیده بوده که الان تو کیپ تاون دیگه ترافیکى نیست که باهاش روبرو بشه….

    ۳+

دیدگاهتان را بنویسید