foroogh:

سلاااام دنیا جون من چند وقت پیش از حال خوبم برای شما خصوصی گفتم ولی حالا اینجا میگم ب امید اینکه کمکی به دیگران کرده باشم😍

هم فرکانسیای عزیز سلااااام
واقعیتش نمیدونم از کجا و چطور شروع کنم من چند سالی بود ک دچار یأس و ناامیدی بودم و همیشه برای همه چی استرس داشتم و هیچ وقت از هیچ چیزی راضی و خوشحال نمیشدم سال ۹۲ تمام این حس های منفی از طریق جسمم خودشو نشون داد دچار سوء تغذیه شدم و وزنم خیلی پایین اومد و بخاطر ضعف جسمی دچار مریضیای مختلف می شدم کم خونی شدید در حدی که به گرفتن خون وابسته شدم و بخاطر تحلیل رفتن عضلات بدنم ناشی از سوء تغذیه توانایی راه رفتن و حتی ایستادن رو از دست دادم و با کمک بقیه راه میرفتم البته هربار یکی از مریضیا برطرف میشد بعدی شروع می شد ،شرایط روحیم و اعتماد به نفسم ب همون نسبت بدتر و بدتر شد پارسال بالاخره کار پیدا کزدم اونم بعد گذشت چند سال از گرفتن مدرک ارشدم، ک بازم‌ناراضی بودم از کار از همکار از شرایط از حقوق همیشه مشغول ناله کردن و شکایت کردن بودم دوماه بعد شروع کارم باز یه مریضی دیگه ک محبور شدم ۱ماه تو بیمارستان بستری بشم و از کارم و شرایط جسمی ک بعد تلاشای زیاد بهتر شده بودم دور شدم بازم ضعیف شدم و بازم لاغرتر از همیشه و ضعیف تر از همیشه، من بین اون همه خستگی و ناامیدی و سیاهی دنبال نور بودم دنبال یه دریچه دنبال یه راه ک از این شرایط دور بشم تا اینکه اسفند پارسال دوست بسیار عزیزی یه ویس از شما برای من فرستاد ک ابتدا تفریحی گوش دادم و کم‌کم به ویسای شما معتاد شدم شرایط روز ب روز بهتر شد اعتماد ب نفسم بالا رفت و من امروز با قاطعیت میگم که من خوشبخت ترین و خوشحال ترین و اعتماد ب نفس دارترین آدم روی زمینم وضعیت جسمیم بهبود پیدا کرد بعد ۵ سال ب وزن ایده آلم رسیدم و محل کارم اگه نگم هر روز ولی یه روز در میون از مدیر و معاون و بقیه همکارا کلی از من تعریف و تمجید میشه نمیتونم این احساس خوب رو با کلمات توصیف کنم من خودمو مدیون دوستم نادیا و شما میدونم …
حال جسمی خوب امروزم نتیجه تحولات درونی من هست…😗😍

دیدگاهتان را بنویسید