زرا:

سلام و وقتتون بخیر?
قبل از هر چیزی مثل همیشه بگم مرسی که هستی دنیای نازنین??
من از مهرماه با کانال دنیا آشنا شدم و آنچنان تشنه شنیدن چنین حرفایی بودم که کل روز و شبم شده بود گوش کردن به وویسهای کانال دنیا جان. اتفاقا خیلی هم به موقع بود خیلی خیلی زیاد، من زندگی خوبی دارم یه همسر خیلی گل که همه جوره مرد فوق العاده ای هست و از داشتنش خیلی راضی ام، درآمد خوبی داریم که داره بیشترم میشه، تنش‌های زیادی توی زندگیم ندارم ، اینا رو دارم میگم که بدونید شرایط زندگی خوبی دارم امااااا از درون آرامشی که باید نداشتم، منفی بین بودم بابت هرچیز کوچولویی استرس داشتم، و گاهی آنچنان با انرژی منفی تضادهای مزخرفی تو زندگیم به وجود آورده بودم و مرتب دنبال این میگشتم که آخه خدایا این بلاها چیه سرم میاد، مگه چه بدی در حق دیگری کردم که اینطوری تنبیهم میکنی؟؟؟ولی جوابی براش پیدا نمیکردم و شاید مسایل بی ربط رو بهش ربط میدادمو میگفتم لابد به این دلیله، مثلا لابد به این دلیله که من فلانی رو ارتباطم باهاش کم کردم ،و باعث ناراحتیش شدم و این بلا سرم اومده، ولی چون اون قطع ارتباط برام بهتر بود و آرامش بیشتری داشتم میگفتم حتی اگه به این دلیل بلا سرم میاد بازم نمیخوام اون ارتباطا باشه تو زندگیم، البته الان میدونم که اصلاااا ربطی به اون چیزایی که من فکر میکردم نداشته?حالا که فایلای دنیای عزیز رو گوش کردم متوجه شدم که انفاقا کارم درست هم بوده? به هرحال اینقد دنبال چرایی و چیستی جهان و خلقت بودم که زیاد میگفتم خدایاااا واسه چی مارو آفریدی، چرا عدالتو نمیبینم تو دنیا، چرا خوبی میکنی نامهربونی میبینی و و و و…
تا اینکه الان دیگه متوجه شدم باورای من که از جامعه از رسانه از دور اطراف داشتم باعث این تضادها بوده،باورای غلط و فرکانسای غلط آدما باعث مشکلات زندگیشون هست در هرجااااای جهان که باشی،،،آاااخ که بعد از درک اینا چقد جهان و زندگی رو دوس دارم در حالی که قبلا با وجودیکه گفتم زندگی خوبی دارم ، میگفتم زندگی یعنی چی ، اصلا واسه چی باید یه بچه دیگه بیاریم که همه این بی عدالتیا، رنج‌و اضطرابا رو بخواد از اول طی کنه?? خلاصه بگم که دنیا جان دنیامو عوض کردی طلا خانم?در ضمن وقتی که باهات آشنا شدم با یه تضاد که برای من خیلی بزرگ بود و خیلی برام مهم بود روبرو شده بودیم، یه خونه خریدیم که قرار بود دوماهه تحویل بده، و بلللللله خورد به گرونیا و کن فیکون شدن همه چی و طرف دبه کرد که من با قیمت قبل خونه رو‌نمیدم و فلان و بهمان و من تشنه شنیدن حرفای تو دنیای نازنین بودم و متوجه شدم که بله اینقدر که ما نگران تحویل ندادن خونه بودیم طرف هم دبه کرده، و‌چون خودمون این انرژیای منفی رو داده بودیم حرفات رو بدون هییییییچ مقاومت ذهنی پذیرفته بود و تجربه های قبلی زندگیم همه داشتن گفته های تو نازنین رو تایید میکردن!! و من بی هیییج چون و چرایی با تمام وجود میپذیرفتم گفته هاتو، خلاصه بگم که مرتب فایلاتو گوش میکردم و فرکانسامو درست میفرستادم ،یک ماه و نیم مرتب داشتم رو خودمو افکارمو فرکانسام کار میکردم، یعنی اواسط آبان یه جلسه با مجری ساختمون داشتیم که به یه نتیجه برسیم اول که میگفت متری یک میلیون بالاتر از قیمت قبلی میخوام ، داااغ کرده بودم ??خلاصه طی یکی دو‌جلسه توی همون هفته دوم آبان ماه کوتاه اومد و قرار شد تا اواسط آذر ماه خونه رو تحویل بده که البته ما تا آخر آذر حساب کردیم و پاکت کف قرار شد به عهده خودمون باشه، که بازم نتیجه خیلی خوبی بود?تو اون جلسه دوستمون که ساختمون ساز بود اومد که کنارمون باشه و با زبون خودش باهاش حرف بزنه?آخر جلسه گفته بود به همسرم که نمی‌دونم چرا همچی پیشنهادی داد(قضیه پارکت) و چی شد کوتاه اومد از حرفش ولی به نسبت قیمتی که اول جلسه گفت میخواد ببره بالا پیشنهاد پارکت خوب بود و دوستمون گفت نمی‌دونم داره چه فکری پیش خودش میکنه ولی این ‌یشنهاد به نفع شماست‌ و طرف هم گفت فقط میخوام این پروژه تموم بشه?و دیگه مطمئن مطمئنم که اون خونه ماست، الانم داره کاراش انجام میشه و بزودی تحویل میگیریم، برای من فووق العااااااده بود حل این تضاد ، که اگر آدم قبلی بودم با همون افکار و فرکانسا قطعا معامله به ضرر ما تموم میشد و من اینو بیشتر از خودم‌ مدیون دنیای نازنین هستم ?بازم مرسی که هستی?حالا حالا ها کنارت خواهم بود خیلی چیزا قراره ازت یاد بگیرم که بعدها به دخترم یاد بدم چطور زندگیشو خودش اونطوری که میخواد بسازه?
?????????خوشحالم که هستی دنیا جونم?

دیدگاهتان را بنویسید

دور جدید ورکشاپ فرمان از تو اطاعت از جهان

ثبت‌نام دور جدید (ششم) ورکشاپ فرمان از تو اطاعت از جهان شروع شد و تا ۱۶ آبان ادامه خواهد داشت.

خرید و ورود به ورکشاپ