هر زمان که نامی از بهشت و دوزخ به میان میآید، تصاویر مبهمی را در ذهن خود مجسم میکنیم، ولی فراموش میکنیم که بهشت و دوزخ حالتی احساسی است، بهشت مکانی است سرشار از آرامش ، آسودگی و شادی. هر لحظهای که احساس خوب داریم و در درونمان راحتی خیال و رضایت را حس میکنیم در حالِ تجربهی بهشت هستیم و هر زمانی که احساس نارضایتی، عذاب، رنج و اندوه میکنیم، حالتی جهنمی داریم.
برای اینکه حالتی بهشت گونه را تجربه کنیم باید برای تغییرمان تلاش ذهنی کنیم، درونمان را از دوزخ خالی کنیم، از داشتههایمان لذت ببریم، سپاسگزار باشیم و قشنگیهای جهان را ببینیم. توجه کنید که هر چیز بهایی دارد، بهای بهشت حذفِ باورهای غلط و حفظ احساسات خوب و بستن چشمها بر روی تمام نازیباییهاست.
همراه ما باشید در این سفر زمینی، باهم میخوانیم و تأمل میکنیم تا از این جادهی پر پیچوخم تغییر گذر کنیم و به بهشت برسیم…
فروردین ماه ۱۳۹۸، دنیا گرایلی
شاعر: شهرام محمدی
….
گردآورنده: افروز صغیر
يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿۵۷﴾
اى مردم به يقين براى شما از جانب پروردگارتان اندرزى و درمانى براى آنچه در سينه هاست و رهنمود و رحمتى براى گروندگان [به خدا] آمده است (۵۷)
قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ ﴿۵۸﴾
بگو به فضل و رحمت خداست كه [مؤمنان] بايد شاد شوند و اين از هر چه گرد مى آورند بهتر است (۵۸)
تفسیر از منظر قوانین کائنات :
زمانی که درگیرِ تضاد بزرگی در زندگی بودم، ترجمهی این ۲ آیه را بر روی آینه نوشته بودم و هر روز صبح که آنها را میخواندم دوباره بارقههای امید در من شروع به درخشیدن میکرد. تا به حال به این فکر کردهاید که چرا وقتی تضادی در زندگی پیش میآید گاهاً در قفسه سینه احساس سنگینی میکنید ؟ میدانید چرا ؟ چون قلب که مرکز احساسات شماست درونِ قفسهی سینهتان قرار گرفته است و ما تمام عشق و آرزو و احساساتمان را در همین بخش نگه میداریم و در فضای قلبمان احساس میکنیم.
خداوند در آیه ۵۷ سوره یونس برای این احساس نویدِ درمان، رهنمود و رحمت داده است ولی برای کسانی که به او ایمان داشته باشند و چشم امیدشان فقط به خدا باشد.
خداوند انسانها را برای شاد زیستن، عشق ورزیدن و لذت بردن آفریده است، ولی انسانهایی که خودشان بخواهند و قلبشان را سرشار از اطمینان به خدا کنند و اعتماد کنند که همواره به سمت شادی هدایت خواهند شد اگر که راه رسیدن به خواستهایشان را به خدا بسپارند.
در آیه اول خداوند گفته است برای خواسته هایتان، آرزوهایتان درمان دارم و در آیه دوم گفته است ایمان آورندگان باید شاد باشند، و همانطور که واضح است انسانها زمانی شاد میشوند که آرزوهایشان تحقق پیدا کرده باشد.
شاد باشید که خداوند همیشه شما را به سر منزل مقصودتان میرساند، اما به شرط ایمان در عمل، به شرط امید در دل و به شرط احساس خوب…
نویسنده:ترلان صادقی
تا حالا جادوگر درون تون رو کشف کردید؟ همونی که ته وجودتون نشسته و هرروز و هرروز منتظره تا براتون جادو کنه فقط و فقط به شرطی که شما بخواین؟!
یادم میاد مدرسه می رفتم و برام خیلی مهم بود نمراتم عالی بشه. هربار بعد امتحان وقتی متوجه می شدم اشتباهی دارم، با خودم می گفتم چی میشه اگر اون اشتباه از برگه امتحانی من ناپدید بشه!! پس برای محو شدنش دعا می کردم..یادمه به مادرم هم می گفتم دعا کن. می خندید و می گفت تو که امتحان رو دادی و تمام شده، چی رو دعا کنم؟! به نظر خودم درخواستم خیلی منطقی و شدنی بود..هربار راه های زیادی رو به مادرم می گفتم که مثلا میشه اشتباهم رو نبینه، یا حروف جا به جا بشن و خود به خود اشکالم تصحیح بشه، یا اشتباه رو ببینه و بخاطر کوچیکیش از خیرش بگذره یا یا یا..هنوزم مثل اون روزا می تونم هزار تا روش بگم با این تفاوت که امروز می دونم اگر هزار تا راه رو من بلدم، ده هزارتاش توی جیب کائنات جاخوش کرده!!
داستان از اون جایی شروع شد که نامه شکایت از کسی رو امضا کردم که داستان دخلی به من نداشت و فقط به طرفداری یک همکار بود. یک روز بعد پشیمان شدم و تازه فهمیدم کارم برخلاف قوانین و دوست داشتن خودم بوده. برای خنثی کردن احساس بدم و پیامد های اتفاقی که احتمالا در پیش بود، یک جمله تاکیدی ساختم که هیچ اتفاقی قرار نیست بیفته و همه چیز این داستان به نفع من تمام خواهد شد. جمله را با صدای خودم ضبط کردم و چند روزی مدام و مدام گوش دادم. احساسم که خوب شد رهایش کردم. منتها هربار ته ذهنم کسی می گفت ولی تو زیر اون نامه رو امضا کردی!!! و به هرحال اسمت هست!
یک روز که طرف منفی ذهنم ساکت نمی شد، چشمانم را بستم و تجسم کردم امضای من از زیر آن نامه بلند بالا حذف شده است. امضای من ناپدید شده است. آن نامه کذایی بین هزاران کاغذ اداره بازرسی گم شده است. یک لیوان چای روی نامه برگشته است و یک راست روانه سطل آشغال شده است. پنجره باز بوده و نامه را باد برده است و و و …بعد هم با خودم گفتم تمام شد. این هم از این!! و به زندگی روتینم رسیدم!
حدس بزنید چه شد؟؟ می دانم که آخر داستان را خوانده اید! به تمام کسانی که زیر نامه را امضا کرده بودند زنگ زدند، به جز من! اصلا انگار از ازل تا ابد نامه ای نبوده و نخواهد بود! شما جادوگرید، یا حداقل بالقوه جادوگری درونتان نهفته است. پیدایش کنید. از زیر هزاران سنگ “نیست”، “نشد”، “نمی شود” و”غیرممکن” بیرونش بکشید. به زحمتش می ارزد! شک نکنید!
يادمان نرود هر تمرين و تکراری بايد با حس خوب باشد
???????????????
بخشی از سخنرانی جک کنفیلد
سلام، جک کنفیلد هستم، امروز میخوام راجع به درست کردن تابلوی آرزوها صحبت کنم و اینکه چگونه میتوانید قانون جذب را فعال کنید و در رسیدن به رویاهایتان به شما کمک کند…
مغزتان به صورت خستگی ناپذیری کار میکند، تا به دستوراتی که به ضمیر ناخودآگاهتان دادید دست یابد، وقتی آن دستورات، جملات تاکیدی و تصویر اهدافتان باشند، برایتان مقدور میشود که به آنها برسید، درست کردن تابلوی آرزوها احتمالا یکی از با ارزشترین ابزار تصویر سازی است، این ابزار قدرتمند به عنوان تصورتان از آینده به کار میرود، نمایشی ملموس از جایی که میخواهید بروید است، رویاها و اهدافتان را از زندگی ایدهآلتان نشان میدهد، چون ذهنتان قویاً به تحریک بصری پاسخ میدهد.
نشان دادن هدفتان با عکسها در واقع احساساتتان را قوی و تحریک میکند، احساساتتان همان انرژی ارتعاشی است که قانون جذب را فعال میکند، این گفته که یک عکس ارزش هزار کلمه را دارد، مسلماً در اینجا درست است، خیلی مهم است که رویاها و اهدافتان را بهصورت بصری نشان دهید، برای درست کردن تابلوی آرزوها کارتان را با پیدا کردن عکسهایی شروع کنید که نماد تجربهها، احساسات و ثروتی هستند که میخواهید در زندگیتان جذب کنید، سپس آنها را بر روی تابلوی آرزوها نصب کنید، برای لذت بردن از این فرآیند میتوانید از عکسها، تکههایی بریده شده از مجله و عکسهای اینترنتی استفاده کنید، ممکن است در جاهایی مثل تصاویر گوگل بگردید هر چیزی که الهامبخشتان است پیدا کنید، خلاق باشید، نه تنها عکس بلکه هر چیزی را که با شما سخن میگوید شامل کنید، چیزهایی مثل نمادهای با معنی، گذاشتن تصویری از خودتان روی تابلوی آرزوها.
اگر عکسی از خودتان میگذارید در زمانی باشد که در حال شادی و خوشحالی هستید، همچنین میتوانید جملات تاکیدیتان، کلمات الهام بخش، نقل قولها، و هر فکری را که الهام بخشتان است روی تابلوی آرزوها بچسبانید، بنابراین کلمات و تصاویری را انتخاب کنید که الهام بخشتان باشد و با دیدن آنها احساس خوبی پیدا کنید، کلماتی مثل: عشق، شادی، شجاعت و پشتکار، میتوانید از تابلوی آرزوها برای نمایش دادن اهداف و رویاها در تمام زمینههای زندگیتان استفاده کنید، یا میتوانید از آن در زمینهی بخصوص که میخواهید بر روی آن تمرکز کنید استفاده کنید و آن را مرتب نگه دارید، در مورد چیزی که میخواهید در تابلوی آرزوها قرار دهید انتخابگر به نحو احسن باشید، ایدهی خوبی است که از درست کردن تختهای درهم و برهم و بینظم دوری کنید، چون نمیخواهید هرج و مرج زیادی را در زندگیتان جذب کنید، بنابراین تنها از کلمات و عکسهایی استفاده کنید که به بهترین نحو هدف و آیندهی ایدهآلتان را نشان میدهد، کلماتی که به صورت مثبت الهام بخش هستند و در درونتان احساسات مثبت ایجاد میکنند، و در سادگی و زیبایی،وضوح ایجاد میکنند.
اگر تعداد عکسها و اطلاعات زیاد باشد، حواس پرتی ایجاد میشود، و برای ضمیر ناخودآگاهتان سخت است که روی آن تمرکز کند، اگر روی تصور کردن و ایجاد تغییر روی زمینههای مختلف زندگیتان کار میکنید، ممکن است بخواهید بیش از یک تابلوی آرزوها استفاده کنید، ممکن است بخواهید تابلوی آرزوی حرفهتان را در محل کار یا روی میز کارتان قرار دهید، سعی کنید که تابلوی آرزوی دیگرتان را روی میز کنار تختتان بگذارید، آن را تا جایی که راحت هستید ایستاده و باز بگذارید، هر صبح و غروب وقت بگذارید تا برای درونی کردن آن اهداف، آنها را تصور، تصدیق و باور کنید، زمانی که آخر شب برای تجسم خلاق قبل از خواب وقت صرف میکنید به طور خاصی ضمیر ناخودآگاه قدرتمند است، چون افکار و تصویرهایی که ۴۵ دقیقه قبل از خوابیدن در ذهنتان هستند، آنهایی هستند که خودشان را در ضمیر ناخودآگاهتان در طول شب تکرار میکنند، آن افکار و تصاویری که هر روزتان را با آنها آغاز میکنید به شما کمک میکنند تا با افکار آیندهتان هم ارتعاش شوید.
وقتی که زمان میگذرد و رویاهایتان شروع به آشکار شدن میکنند به آن تصاویری نگاه کنید که دستاوردهایتان را نشان میدهند، حس شکرگزاری کنید برای اینکه قانون جذب چقدر خوب در زندگیتان کار میکند و تصدیق کنید که کار میکند، آن تصاویر و عکسهایی را که قبلاً به آنها رسیدهاید دور نیندازید، رسیدن به اهداف روی تابلوی آرزوها، یادآوری های بصری قدرتمندی برای چیزهایی هستند که به طور هوشمندانه و از عمد در زندگیتان جذب کردهاید، ایدهی خوبی است که هر ساله یک تابلوی آرزوهای جدید ایجاد کنید، هنگامی که به رشد، نمو و توسعه ادامه میدهید، رویاهایتان هم رشد و نمو مییابند و توسعه پیدا میکنند، همچنین باید تابلوی آرزوهایتان را نگه دارید و از آن مراقبت کنید، چون آنها حقیقت امر نوشته شده هستند، نه تنها برای رویاهایتان بلکه برای دستاوردهایتان هم همینطور است.
میخواهم برایتان تکلیفی تعیین کنم : شروع به جمع کردنِ کلمات و عکسهایی کنید که هدف واقعیتان را نشان میدهد، سپس آخر شب را صرف تابلوی آرزوهای ایدهآلتان کنید.
به یاد داشته باشید که هیچ چیز بهتر نمیشود مگر اینکه شما بهتر شوید…
نویسنده: پوپک احمدیان
تو نمیتوانی! این کار تو نیست! کار هرکس نیست خرمن کوفتن!
به گوشتان آشنا نیست؟!
بارها و بارها از همان زمان که هرکدام طفلی نو پا هستیم به خاطر داریم که این جملات را شنیدهایم!
پایت را بهاندازهی گلیمت دراز کن! کم بخور همیشه بخور! ضربالمثلها و اصطلاحات بجای مانده از گذشتگان که بهطور مداوم در زندگی روزمره به گوش ما خوانده میشده است! یا دیگران میگویند و یا ذهن ناخودآگاه و شرطی شدهمان آن را تکرار میکند! کودکان تا زمانی که با باورهای غلط اینچنینی آشنا نشدهاند در اولین گامها برای راه رفتن حتی اگر دهها بار به زمین بیفتند و زخمی هم بشوند از نو میایستند و باذوق شگرف چشم در مسیر به راه رفتن ادامه میدهند، کافی است که کودک نو پا اولین گام را بردارد، پسازآن احدی نمیتواند او را از ایستادن و گام برداشتن و رفتن متوقف کند چراکه باور دارد اگر یکقدم برداشته پس صدها قدم دیگر را هم میتواند بردارد و بهپیش برود…ذهن کودک هنوز خالی است! برای او هنوز نشدن و نتوانستن معنایی ندارد… همین کودک اگر تحت آموزشی صحیح قرار گیرد علاوه بر راه رفتن قادر به پریدن از ارتفاعات مختلف نیز خواهد بود اما این تکرار جملهی نمیتوانی و نمیشود در ناخودآگاه همهی ما تبدیل به یک باور گردیده است. عموم والدین با ترسانیدن کودک از ارتفاع او را در همان محدودهی راه رفتن متوقف میسازند.
باوری عمیق و ریشهدار که حتی اجازه نداده فکر کنیم اگر این کار من نیست خب پس چه چیز دیگهای میتواند کار من باشد؟ ما باور کردهایم گذشتگان ما حتماً چیزی میدانستهاند که چنین مثلهایی را به میراث گذاردهاند پس مثل همیشه راه آسان و کوتاه، باور کردن و پذیرفتن آنهاست؛ یعنی میپذیریم که در یک قاعدهی کلی باور کنیم توانایی قابل رشد و پرورشی نداریم و هر آنچه در حال حاضر در زندگی ماست تقدیر مختوم و روزی مقدر ما از جهان است
بنابراین راه انفعال در پیشگرفته و باور میکنیم که باید به هر آنچه داده شکر کنیم و به هر آنچه نداده راضی باشیم!!!
اما چگونه میشود در جهانی با این میزان فراوانی و نعمت به اندک داشتهها راضی بود؟!!! فرض کنید به شما یک کارتبانکی با مبلغ نامحدودی هدیه شود آیا بازهم به هر آنچه در یخچال آشپزخانه دارید راضی هستید؟ یا اینکه بلافاصله مایحتاج خانه را از بهترین فروشگاه تهیه میکنید؟!!!
باورهای ما درست همان کارتبانکی هستند با مبلغی نامحدود و بدون زمان… کافی است به رمز این کارت دست پیدا کنیم، پسازآن هرچه در دنیا هست، اگر خواستهی واقعی ما باشد در اختیارمان خواهد بود.
اما متأسفانه عموماً ذهن فریبگر آنقدر به ترسهایمان بالوپر میدهد که رؤیاها و خواستههایمان گوشهای کز میکنند، کمکم بیصدا میشوند و در آخر یکجایی، خسته از بیمحلیهای ما جان میدهند و تمام!
آدمهای موفق اما بالوپر خوابهایشان را قیچی میکنند، باورشان به توانستن را بال پرواز خواستههایشان میکنند و بعد هرروز و هرلحظه در آسمانی به پهنای توانستن آنقدر پرواز میکنند و بال میگشایند تا بالاخره در مدار رسیدن قرار میگیرند و آنجا درست همان نقطه و همان لحظهای است که کائنات لشکرش را برای اوج گرفتن شما به همراهیتان گسیل میکند.
به دوروبرتان خوب بنگرید! انسانهایی را ببینید که حتی معلولیتهایشان نتوانسته سد راه خواستهها و رسیدنهایشان باشد…انسانهایی که باور دارند در این جهان، برای رسیدن به رؤیاها یا راهی هست که جستجو کنند و بیابند، یا راه دیگری هست که همت کنند و بسازند.
گردآورنده: افروز صغیر
یوگا لغتی سانسکریت به معنای یکی شدن تمام نیروهای بدن، ذهن و روح است، یعنی حالتی روحی که فرد را قادر میکند به تمام جنبههای زندگی یکسان بنگرد. قدمت آن به ۵۰۰۰ سال قبل برمیگردد و از آن زمان به تدریج گسترش پیدا کرده است. یوگا راه و روشی است برای رسیدن به سلامتی جسم و ذهن. در واقع سلامتی یعنی وجود تعادل و توازن در ابعاد جسمی، ذهنی، اجتماعی و معنوی. تمرینات یوگا به شکلهای مختلف در تمامی این ابعاد تاثیر مثبت گذاشته و سلامتی را برای یوگا آموز به ارمغان میآورد. یوگا علم و هنری است که میتوان از آن برای پیشگیری از بیماریها، حفظ و ارتقای سلامت جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی بهره گرفت. یوگا به انسان کمک میکند تا بتواند در همه حال آرامش روان و تعادل ذهنی خود را حفظ کند و از شر استرسهای بیماری زای جسمی- روانی رهایی یابد و از طریق تامین آرامش روانی، ارتباط آرام و سالم را بین افراد تقویت نموده و با این روش، راههای رسیدن به سلامتی اجتماعی را میسر میسازد. یوگا در کنارِ انعطاف پذیری جسم به انعطافِ ذهن هم کمک بسیاری میکند و به ما در استحکام بخشیدنِ پایههای ایمانمان یاری میرساند.
هدف از تمرینات یوگا غلبه بر محدودیتهای جسمی و ذهنی است. ما از یوگا میآموزیم که موانع موجود در راه خودشناسی به صورت بیماریهای جسمی و ذهنی بروز میکند و تمرینات یوگا به ما کمک میکند که بر این عدم تعادل چیره شویم. به گفتهی استاد آئینگار : یوگا هم هدف از زندگی و هم راههای رسیدن به آن را به شما میآموزد.
بیشتر مردم میدانند که تمرینات یوگا بدن را قوی و انعطافپذیر میسازد. همچنین یوگا عملکرد دستگاههای مختلف بدن مانند سیستم گردش خون، گوارش ، تنفس، دفع، اعصاب و ترشحات هورمونهای غدد درون ریز را بهبود میبخشد. یوگا باعث دوام و پایداری عواطف و افزایش نیرو و قدرت فکر و اراده نیز میگردد. اما همهی اینها ابتدای راه خودشناسی است که هدف غایی و نهایی بوده است.
طبق آموزههای یوگا ، سلامتی کامل نتیجهی ارتباط دقیق هر قسمت از بدن با ذهن میباشد. هنگامیکه هر سلول با بقیه سلولها ارتباط برقرار میکند سلامتی وجود دارد.
اما یوگا راهحلی معجزهگر نیست که بتواند یک شبه فرد را از تمامی استرسها نجات دهد، ولی میتواند شخص را در کاهش آنها یاری دهد.
رهروهای ضعیف و سست آنهایی هستند که شور و شوق ندارند و کمتر تفکر میکنند.
رهروهای متوسط ذهن آرام دارند و قادر به تحمل سختیها هستند.
رهروهای برتر ذهن پایدار دارند و قدرت دریافت عشق و بیان عشق واقعی را دارند.
یوگا دارای سبکهای متفاوتی است که هر سبک زیباییها و اصول خود را دارد.