گاهی یک جمله یا حتی یک کلمه، می تونه بذر امید رو در وجودمون بکاره. گاهی یک حرف ساده اثرش بیشتر از هزار هزار جلسه مشاوره و سمیناره…گاهی گفتن از نتایجی که خودمون گرفتیم، آنچنان قلب بقیه رو گرم می کنه که از قعر ناامیدی به نور می رسند! برامون بنویسید از معجزات قوانین و همراهی با دنیا در زندگیتون و اینطوری دل گرم مون کنید.
1415 دیدگاه
zshasti76
سلام دنیا جون،میخوام از دستاوردم بگم که چقدر به خودم افتخار میکنم. من هربار میرفتم ایران، با کل خانواده درگیر میشدم و کلی با اعصاب خوردی برمیگشتم که دیگه نمیرم ایران. اینبار که رفتم خیلی خوب بودم، شاید فقط ۲ یا ۳ بار بحث رو شروع کردیم که اون هم سریع جمعش کردم و نذاشتم که خیلی بد بشه، و دلیلش هم این بود که میخواستم کمک کنم بهشون بیان تو این راه، که اشتباه از من بود. خیلی خوش گذشت. و مهمتر از همه اینکه تونستم باهات کوچینگ حضوری بگیرم و کلی انرژی بگیرم. و بازم دلم میخواد برم ایران. ۲ روز قبل از پروازم فهمیدم پروازم کنسل شده و لوفتانزا ایرلاین بهم نگفته بود ولی بجای پنیک شدن با آرامش با آژانس تماس گرفت خواهرم و پروازم رو اوکی کرد با تورکیش ایرلاین ۲ روز دیرتر که خیلی خوب شد، چند تا سفارش داشتم که هنوز نرسیده بود دستم و تونستم بگیرمشون. توی فرودگاه گفتن که پروازم بدون چمدون ثبت شده و باید برای چمدونهام پول بدم، اولش ناراحت شدم ولی پرداخت کردم و جریان پرداخت طول کشید چون بانکها کار نمیکردن و یه سری مسائل پیش اومد. دستاوردم این بود که اصلا عصبی نشدم و غر نزدم که چرا اینجوریه، اینجا ایران یا چرا بلا سر من اومد. تو رفت و امد پرداخت پاکت دلارهام رو گم کردم، ۲۰۰۰ تا، که وقتی فهمیدم که از ایمیگریشین رد شده بودم و خوب پروازم هم دیر میشد که برگردم. به داداشم گفتم برو ببین پیدا میکنی و خودم رفتم سوار هواپیما شدم، اصلا ناراحت یا عصبی نبودم، فقط خدا رو شکر میکردم که به پروازم رسیدم و مشکل دیگهای پیش نیومد و تو هواپیما شروع کردم به نوشتن که درس این اتفاق چی بود برام و باور غلطم چی بوده که این اتفاق افتاده. داداشم هم گفت پلیس دوربینها رو چک کرده و چیزی پیدا نکردن. بعدش تو فاصله بین پرواز هام کوله پشتیم رو کامل چک کردم و در کامل ناباوری پاکت تو کیفم بود. اصلا یادم نمیاید کی گذاشتمش تو کوله، چون تمام مدت در حال دویدن بودم که به پرواز برسم. همه این آرامش را از درسای تو دارم دنیا جون و تا همیشه آزت ممنونم. مطمئنم پول چمدونها رو هم پس میگیرم. اگر آدم قبل از آشنایی با قوانین جهان بودم، هنوز داشتم بدو بیراه میگفتم به عالم و آدم و اینکه چرا من و دیگه عمرا بیام ایران. هاهاامیدوارم همهٔ آدما این مسیر را تجربه کنن و بازم خیلی خیلی ممنونم از تو دنیا جون برای همهٔ درسها و راهنمایهات
سلام رفقا 😍 بعد مدتها باز اومدم که بنویسم 😍 من کارمندم همیشه دلم میخواست عین فیلما که وقتی وقت زیاد برای راه اندازی کار ارباب رجوع میذارم تا مشکلشون حل بشه از طرف اونا گل یا شیرینی دریافت کنم اینو فقط دوست داشتم وگرنه هیچ کس هیچ وظیفه ای در قبال من نداره 💚 خلاصه هروقت کار مردم رو راه مینداختم اونها بسیار خوشحال و راضی از پیش من میرفتن خودم بیشتر از اونها خوشحال میشدم و حس رضایت و مفید بودن از شغل و جایگاهم داشتم و همیشه خدا رو برای کارم برای سمتی که در اون هستم شکر میکردم و میکنم. به طور حیرت آوری ۲ ارباب رجوع من یکی از همدان و یکی از تبریز برای من کماج و شیرینی آوردن و منو بسیار ذوق زده کردن 😍 جهان به افکار درونی ما پاسخ میده شک نکنید ❤️💪
به نام آن که در قلب من است سلام دوستان هم قبیله ای و هم مسیر امروز روز تولد 4 سالگی منه( تولدم مبارک) از 26 خرداد 400 با کوچینگ دنیا جون شروع کردم و تمامی کتابها و وبینار و ورکشاپها رو تهیه کردم. 3 سال با انواع و اقسام دستاوردها و تضادها گذشت و من رشد کردم و بزرگ شدم. هنوز پیش نیومده یک روز از شنیدن ورکشاپها گذشته باشه( آخه اعتیاد دارم و معتاد حرفای دنیا جونم) اومدم از دستاوردهام بگم و باهاتون به اشتراک بذارم. از اردیبهشت 402 بعد از گذشت 16 سال که اعتماد به نفسم رو از دست داده بودم دوباره رانندگی رو شروع کردم (ماشینمون رو ارتقا دادیم و دنده اتومات گرفتیم) و من که هر روز با راننده شخصی باید سر کار می رفتم و کلی هزینه می کردم حالا خودم رانندگی میکنم و وقت و بی وقت هر موقع لازم باشه از اداره مرخصی می گیرم و میرم میان وعده و ناهار دخترم رو میدم و برمی گردم. خودش فرصت سرخاروندن نداره( آخه امتحانات نهایی و کنکور داره) نه اینکه به من احتیاج داشته باشه خودم دوست دارم به تغذیه ش برسم که اگه می خواستم با راننده برم و برگردم کلی باید هماهنگ می کردم باهاش و هزینه می کردم. الان موقع رفت و برگشت فایل های دنیا جون رو توی فلش ریختم گوش میدم و به قدری حفظ شدم حرفاشو که می دونم کلمه و جمله ی بعدی چی هست و فلش دوم که مختص منه دائما در حال پخشه. تو این مدت تونستم برای سرمایه گذاری طلا و دلار و موتور ویو و دو تا دوچرخه هم برای خودم و همسرم بخرم. هر زمان هم سوالی داشته باشم جوابم رو از قلبم و از کائنات دریافت میکنم. خدا رو شکر می کنم که دنیا جون رو در مسیرم قرار داد برای همه ی دوستان راهی سبز و هموار آرزو دارم. همیشه در مسیر نور و آگاهی باشیم. دوستتون دارم
میخاستم بگم الان که دارم مینویسم براتون فردا امتحان اندیشه اسلامی دارم و داشتم حفظ میکردم که هرچی میخوندم از کتاب داشتم استرس و ترس شدید میگرفتم بعد با خودم میگفتم خدایا تو نمیتونی اینی که این کتاب نوشته باشی من نمیخام باور کنم و ازون جایی که در مسیر تغییر هستم و هروز ویس گوش میدم دنیاجون گفته بود هرچی دوست نداشتی رو باور نکن چون خدا عشق مطلقه و من نمیخاستم باور کنم خلاصه که همزمان اعداد رند هم خیلی میدیدم یهو ویس نه به جهل و خرافات اومد و اپلود شد و من بدو بدو رفتم گوش کنم ببینم چیه داستان و دقیقا احساس کردم اون لحظه که به خدا گفتم خدایا خودتو با عشق و نور بهم نشون بده من نمیخام هرچیزیو تو مذهب قبول کنم این ویس اپلود شد و حال من عجیب تغییر کرد من اینو برا خودم دستاورد میدونم با اجازتون 😍 فردا هم مطمعنم امتحانم بهترین نمره رو میگیرم 🌈😁
سلام عزیزم امیدوارم عالی باشی و نمرت هم عالی بشه اینکه بخوای دین و مذهب داشته باشی یا نه تصمیم کاملا کاملا شخصی خودت هست عزیزم منم اون کتاب رو خوندم سالها پیش برای دوران دانشجویی و یادم نمیاد چیزی داشته باشه که بخواد اینطور ترس و استرس بگیری !!! اتفاقا یادمه اون زمان همین کتاب راهگشای من در موردی شد که هنوزم ادامه داره. پس دلیل اصلی ترس و اضطراب درونی خودت را میتونی پیدا کنی و اینکه فایل دنیا جون درمورد جهل و خرافات و حرفهای بی پایه اساس بود نه آموزه های مذهبی!! نمیدونم چطور برداشت کردی. نمیدونم این نظرم تایید میشه یا نه ولی هرکار کردم که بخودم بگم بمن چه نتونستم طاقت بیارم و چیزی نگم چون من باافتخار خودم را مسلمان میدونم و اسلامی که با تمام وجود قبول کردم و اجرا میکنم بسیار بهم لذت میده و سلامت ترم کرده. با عشق خدارو بهتر شناختم و فهمیدم چرا بعضی چیزها و واجب کرده و چقدر برای من مفیده و برای خودم انجامش میدم نه ترس از آتش جهنم خیالی که به اشتباه بما گفتن!! معنویتی که الان در زندگی من هست هیچوقت نبوده چون با آگاهی همراهه ضمن اینکه اسلام به ذات خود ندارد عیبی…. هر عیب که هست از مسلمانی ماست…. موفق باشی💞
ممنونم از نظرتون کاملا محترمه اما من منظورم اون چیزهای اشتباهی هستش که تو کتاب ها مینویسن من از بچگی با ترس از مرگ بزرگ شدم چون تو کتاب ها خونده بودم که بعدش عذاب الهی میاد سراغمو ازین حرفا و به نظرمم دین خیلی از خدایی که ما میپرستیم و میگیم بی نهایته و وجودش از عشقه محدود تره برا همین من ذهنم هرچیزیو نمی پذیره چون وقتی من از وجود خودشم حالا چرا باید برم اونور زجر بکشم😕 وحشت کنم ازینکه چرا بهتر زندگی نکردم و شما وقتی کتاب اندیشه رو میخونی ایاتی که اومده ازش فقط داره به وحشت در روز رستاخیزو و پشیمونی مشرکان و ازین حرفا توجه میکنه و به من فقط ترس رو انتقال میده و من ترجیح میدم همچین چیزهایی رو باور نکنم ☺️
monahatami
خدا هیچ وقت عذاب نمیکنه . بارها گفته نتیجه کارهاتون و عذاب کارهاتون رو میبینید . مثل دانشجویی که درس نخونده همه هم کلاسی هاش 4 ترمه تموم کردن ولی اون یه ترم دیگه باید بیاد . یه ترم باید عذاب بکشی . آیا خدا یا استاد یا دانشگاه این عذاب رو داره بهت میده ؟ نه . خودت دادی و نتیجه کارت رو میبینی . مثل معتادی که در حال ترک کردن هست . اون سختی که میکشه و عذابی که داره میشه آیا از سمت کسی داره میاد؟ نه خیر . نتیجه کارهاش هست . اون دنیا هم دقیقا به همین صورت هست
leylihamidifard
سلام به نور زندگیم دنیا 💎 و سلام به هم قبیله های عزیزم🥰 نمیدونم از کجا بگم ولی ی مدتیه حال خوب سر نزده بودم الان اومدم باهرکدومشون اینقد اشک ریختم وبرا تک تکتون خوشحال شدم و اینکه خوشحالم ک هیچوقت دست دینا جونم رو رها نکردم و نمیکنم منم از درون خیلی تغییر کردم وابسته هیچکس نیستم حتی پسرم و خداراشکرنکات مثبت دیگه ای یه چیز عجیب میدونید ک دنیا جانم چقد به حیونات علاقه دارند و بهشون میرسن خ داداشم ی سگ خیلی نازی به اسم دنیز دارند فقط حرف نمیزنه دراین حد باهوشه دنیز خانم شدیدااااا به برادرم وابسته ست ی روز اومدن خونمون ازقضا بیرون کارداشتن و رفتن اگر میدید ک این دنیز چکارمیکرد باتمام وجودش زوزه میکشید و جیغ میزد هذکاری میکردم اروم نمیشد نازش میکشیدم فقط بیقراری میکرد تو همین زمان من داشتم لایو اعتماد به نفسو گوش میدادم وااااااااای دنیز اومد کنارم نشست و اروم شد انگار یکی داشت نوازشش میکرد و و تا خاموشش میکردم بیدارمیشد و شروع به جیغ زدن میکرد همی ک پلی میکردم اروم میگرفت میخوام اینو بگم ک دنیا یه فرشته ی زمینی که باصداش بهمون ارامش میده دوست دارم و خداراشاکرم بابت وجود ارزشمندت 💎💜بمونی واسم🤲
سلام یه دستاورد جدید بگم و برم 😁❤️ از موقع ای که دارم فایلای رایگان رو گوش میدم تصمیم گرفته بودم از رابطه ی سه ساله ای که بشدت سمی بود بزنم بیرون و اینکارو انجام دادم و الان با وجود اینکه فهمیدم طرفم خیانتکار بوده و مدتی ک باهاش بودمم بهم خیانت میکرده دیگ مثل قبل خودزنی نکردم و ناراحت نبودم بلکه الان خیلی حالم خوبه و هروز شکر میکنم که این اتفاق برام افتاد و مطمعنم تکاملم رو طی کنم ادم خیلی خیلی بهتری سرراهم میاد همون طوری ک من دوست دارم❤️ مرسی که هستی دنیای من 💓💓💓💓💓💓💓💓
مرسی ازت آیدا جان که از تجربه ات نوشتی آفرین بهت که تونستی از اون رابطه سمی بیای بیرون تو خیلی شجاعی هر وقت که به خودت عشق بدی و از تنهایت لذت ببری خداوند بهترین و وفادار ترین آدم را سر راه ات قرار میدهد
سلام. امیدوارم عالی باشین. میخام یکی از اتفاقات اخیر زندگیم که در مورد اهمیت رهاسازی هست رو براتون تعریف کنم. من اردیبهشت ماه یه درخواست جابجایی برای محل کارم نوشتم و تحویل کارشناس اداره مون دادم. اونا هم گفتن که امسال جابجایی نداریم مگر تحت شرایط خاص و بررسی توی کمیسیون. به هرحال من درخواستمو نوشتم و تحویل دادم و سه ماه تمام هر هفته میرفتم و به کارشناس و معاون اداره درخواستمو یاداوری میکردم و اونا هم میگفتن فعلا معلوم نیست و ببینیم چی میشه. منم که فقط بخاطر این درخواست کل زندگیمو تعطیل کرده بودم و هیچجا نمیرفتم دیگه خسته شدم و برای دیدن خانواده اومدم به شهر خودمون. اما بازم هرهفته پیام میدادم به کارشناس و میگفتم چی شد و چخبر و اونم دیگه جوابمو نمیداد و اعصاب من حسابی به هم ریخته بود. اونقدر چسبیده بودم به این داستان که بجای حس خوب پر شده بودم از کلافگی. و یه روز بخودم گفتم اصلا بیخیال همه چیز، امسالم همونجا میمونم و کار میکنم تا سال بعد. ۳ماه و نیم چسبیده بودم به درخواستم و ذهنم پراز تشویش شده بود و به محض اینکه بیخیالش شدم دوروز بعد بهم زنگزدن واسه جابجایی و اوکی شد. درسته که دقیقا طبق درخواست نبود از نظر تایمکاری اما خب از نظر مکانی اونی شد که میخاستم. خواستم با نوشتن این ماجرا بگم که رهاسازی مهمه و از اصوله کاره توی درخواست کردن و رسیدن به اهداف. اصلی که من رعایتش نکردم از اول و ۳ماه و خرده ای زندگیو به خودم تلخ کردم و همش تو فکربودم که چیمیشه بالخره. درحالی که میتونستم از اول رها کنم و با حس بهتری این تایمو میگذروندم. اینجوری شاید خواسته م دقیق دقیق همونی میشد که میخواستم.
دستاورد های ماه اول ورکشاپ پول کوانتومی👇 1) رسیدن به آگاهی هایی که تا به حال نشنیدم 2) اطرافیانم بعد خوبشان را به من نشون میدن و چیز هایی که حوس میکنم زود بدست میارم 3) بیدار شدن صبح ها ۴) رفتم سیمکارت به نام خودم بگیرم چون بار اولم بود بهم سیمکارت رایگان تعلق گرفت ۵) طلوع خورشید را من برای اولین بار در زندگیم هر روز میبینم ، قبلا این دید را به بیرون نداشتم و یا زود از خواب بیدار نمیشدم ول الان چون بخاطر تمرینات زود از خواب بیدار میشم طلوع آفتاب را میبینم ۶) من تا الان هیچ حساب بانکی به نام خودم نداشتم ولی با شروع ورکشاپ این سد را شکستم و حساب بانکی به نام خودم باز کردم ۷) دریافت کادو ۸) ۵ ملیون پول به حسابم پول واریز شد 🤗 ۹) من پول نقد تصویر سازی کردم روز بعدش پدرم با ۳۰ ملیون پول نقد اومد خونه که من اون پول هارو بشمارم ، اون پول مال من نبود ولی ایم برام مهمه که اون چیزی رو که تصور کردم را دیدم ۱۰) رفتار خانوادم با من عوض شده یعنی بدون اجازه وارد اتاقم نمیشن ، هر وسیله ای که میخوان برای خونه بخرن بدون اجازه و سلیقه من خرید نمیکنن ۱۱) خرید اینترنتی کردم ۳۰۰ هزار تومان کد تخفیف گرفتم ۱۲) ۱۸ ملیون دریافتی پول داشتم
دستاورد ماه دوم ورکشاپ پول کوانتومی 👇 ۱) با پدرم رفتم بازار و ۵۰ ملیون لوازم خانگی و کلی وسیله خرید کردم ۲) من همیشه دوست داشتم که گوشی آیفون ۱۳ پرومکس داشته باشم ولی چون ذهنم مقاومت داشت باور نمی کردم که داشته باشم ولی با این ورکشاپ و بالا رفتن مدار هام خانوادم به شکل خودکار بدون اینکه من بهشون بگم برام آیفون ۱۳ پرومکس خریدن ۳) رسیدن به آگاهی و هرفایلی که انقدر هر مسئله رو که دنیا جان قشنگ توضیح داد و برطرف شدن سوالاتی که همیشه توی ذهنم بود ولی جوابی براش پیدا نمی کردم ۴) من الان ۲۰۰ ملیون پول توی حسابم دارم این پول مال پدرمه ولی این برام مهمه که من تا همین دوماه پیش حتی یک حساب بانکی ساده هم نداشتم
سلام دوستان.امیدوارم همگی عالی باشید. چندوقته مدام اینجا رو چک میکنم واسه حال خوب جدید ولی دیدم انگار چراغش خاموشه. گفتم خودم چنتا حس و حال خوب رو بنویسم و چراغو روشن کنم دوباره. یکی از آرزوهای من داشتن خونه مستقل واسه خودم بود و با اینکه شاغلم اما به دلیل مسائل مالی و عاطفی که درگیرش بودم هیچ وقت این آرزو محقق نمیشد. یعنی اصلا پولی باقی نمیموند که من بخام پس انداز کنم و پول پیش رو اوکی کنم. تا اینکه به دلیل اتفاقاتی که پیش اومد واسم به خودم گفتم من باید خونه بگیرم و از وقتی جدی شدم و عمیقاازجهان و کائنات درخواست کردم، پول هم وارد زندگیم شد و طی چندماه من یه مقدار پول پس انداز کردم. اما وقتی شروع کردم به گشتن دنبال خونه دیدم که با اون پول به سختی میشه یه اتاق کرایه کرد(هرچندمن دیگه به همون هم راضی شده بودم) تا اینکه توی همون گشتنا دو سه مورد پیدا کردم که به پول من میخورد اما باب دلم نبود. تا اینکه روز آخر که داشتم با ناامیدی ازین بنگاه به اون بنگاه میرفتم و تقریبا تمام بنگاههای اون منطقه که نزدیک محل کارم بود رفته بودم ، چشمم خورد به یه بنگاه و چون هوا تاریک بود گفتم اینم برم به عنوان بنگاه آخر و برگردم خونه. یه پیرمرد مهربون بود که اول فایلا رو بررسی کرد و گفت با این پول پیش سخت میشه پیدا کرد. بعد که یکم صحبت کردیم و من شرایطمو گفتم گفت که یه خانمی هم یه فایل واسه اجاره گذاشته اما پول پیش۱۰۰میلیون خواسته.حالابذاریه زنگ بزنم بهش.واست تخفیف میگیرم. خلاصه هماهنگ کرد و من رفتم خونه رو دیدم. باورم نمیشد که یه خونه اونقدر شبیه چیزی باشه که همیشه توی ذهنم بود. من ۵۰میلیون پول پیش داشتم و اون خانم وقتی منو دید و باهام صحبت کرد راضی شدکه به جای ۱۰۰میلیون از من ۵۰میلیون پول پیش بگیره بدون اینکه بخاد مبلغ اجاره رو بالا ببره. برگام ریخته بود از حضور خدا توی اون لحظه. چون اگر خدا نبود مطمئنا من یه همچین خونه فوق العاده ای پیدا نمیکردم. منی که داشتم به گرفتن یه تک اتاق با اون پول راضی میشدم، الان توی خونه بزرگ و پرنور دوخوابه م نشستم و دمنوش به فوق العاده خوشمزه م رو مینوشم و برای شما از لذت خونه دار شدنم و حضور خدا مینویسم. منی که همش توی این فکر بودم که وسایل دست دوم بخرم، با یه تلنگر دنیا، به خودم اومدم و الان همه وسایلم رو دارم نو و نقد میگیرم. پولش جور میشه و میرسه. بقول دنیا چجوریش دیگه به تو ربطی نداره، فقط بخواه و بسپار به جهان و حالتو خوب نگه دار. خدا این روزا خیلی پررنگه توی زندگی من و اونقدر توی این خلوت دونفره مون به هم نزدیک شدیم که تا یه کوچولو فراموشش میکنم و غرق تو روزمرگی میشم با یه تضاد دوباره بهم تلنگر میزنه که برگرد دلم واست تنگ شده بیا تو آغوشم. همه ی نور و قشنگی و برکتی که الان دارم تجربه میکنم به واسطه بودن تو مسیر آگاهی و آموزشهای دنیا و تمرین کردن مداوم من و هزینه کردن واسه خودمه؛ من از پولم و وقتم و انرژیم مایه گذاشتم واسه آموزش و خدا هم هر روز بیشتر منو سوق داد به سمت نور. توی کامنت قبلیم نوشتم که محل کارم عوض شد. محل کار و همکارام فوق العاده ن و منی که از شغلم بدممیومد امسال دارم با شاگردام عشق میکنم و لذت میبرم از کارم. همه میگفتن توی این مدرسه اولیا قدردان نیستن و پرتوقعن اما من از روز اول توی شکرگزاریام مدام خداروشکر میکردم که اولیای قدردانی دارم و همینجورم میشد. اولیا به بهترین شکل به من احترام میذارن و قدردان هستن و گل و کادو میارن واسم. من همون آدمم فقط باورام عوض شده و میبینم که رفتار آدما در بیرون چقدر فرق کرده. منی که میترسیدم بیام یه منطقه سطح بالا تدریس کنم الان اونقدر حس توانمندی و شکرگزاری دارم که همه روی من و توانایی هام حساب میکنن و قبولم دارم. همه ی اینا از لطف خداست. به واسطه وصل شدن به خداست. دستاورد مهم دیگه ای که دارم اینه که هرروز دارم خودمو بهتر میشناسم و آگاهتر میشم به نقاط قوت وضعفم و بقول دنیا این خودش بزرگترین دستاورده.دستاوردی که من زیاد به چشمم نمیومد و همش دنبال دستاوردای مادی بودم اما توی کوچینگام دنیا مدام بهم یادآوری میکنه که اینا بزرگترین دستاوردای تو هستن و باید ببینیشون و بابتشون شکرگزاری کنی. بچه ها شروع کنید روی خودتون کار کردن. از فایلای رایگان حتی. من با اینکه همه ورکشاپها رو گرفتم و کوچینگ هم میگیرم اما دوباره فایلای رایگانو از تابستون شروع کردم به گوش دادن و اونقدر تعداد فایلها بالاست که هنوز تموم نشده بعد از چندماه مداوم گوش دادن. حتی اگه فکر میکنید پول ورکشاپ و کوچینگ ندارید از فایلای رایگان شروع کنید، معجزات سرازیز میشن تو زندگیتون. منم روزی که با دنیا شروع کردم نه پول ورکشاپ داشتم و نه کوچینگ.از فایلای رایگان شروع کردم و بعد پول هم اومد و تونستم توی ورکشاپا شرکت کنم و منظم کوچینگ بگیرم. اگر هم که مشکل مالی ندارید حتما ورکشاپ و کوچینگ بگیرید. بچه ها هزینه کردن واسه خودمون خیلی مهمه، سرمایه گذاریه. من اگر هزینه نمیکردم از وقت و پول و انرژیم، هنوزم توی همون فلاکت قبلی داشتم دست و پا میزدم. هرچند من تازه اول راهم اما همینکه از سیاهی دارم میرم به سمت نور، خودش یعنی راه من درسته. من هرروز و هرلحظه خداروشاکرم که منو با دنیا آشنا کرد و توی مسیر آگاهی قرار داد. من از۱۵سالگی مفاهیم موفقیتو دنبال میکردم و همش کتاب و سمینار و ورکشاپ میگرفتم.اما توی ۳۰سالگی که بادنیا آشنا شدم تازه فهمیدم مسیر درست چیه، تازه فهمیدم چرا همه اون کتابا و آموزشها موقتی جواب میدادن یا جواب نمیدادن. بچه ها بچسبید به دنیا و آموزشهاش که بقول دنیا سوراخ دعا همینجاست. و حرف آخر هم اینکه بیاین بنویسید از حال خوبتون؛ حتی اگه بنظرتون اون دستاورد یا تغییر خیلی کوچیک و ازنظر خودتون پیش پاافتاده ست! شاید همین جمله و نوشته شما بشه یه چراغ واسه زندگی کسی و بشه تلنگر برای شروع کردن و قدم برداشتن تو مسیر آگاهی! خوشحالم که اینجا مینویسم و تجربه مو به اشتراک میذارم، حس خوبیه با کسایی که توی یک مسیری حرف بزنی. دنیا خداروشکر که هستی و شدی چراغ راهم و پیام آور عشق و دوستی و صلح با خودم، خدارو هزاران بار شکر بخاطر بودنت و حضورت توی زندگیم. دوستت دارم، خیلی زیاد!❤💋❤💋
zshasti76
سلام دنیا جون، میخوام از دستاوردم بگم که چقدر به خودم افتخار میکنم. من هربار میرفتم ایران، با کل خانواده درگیر میشدم و کلی با اعصاب خوردی برمیگشتم که دیگه نمیرم ایران. اینبار که رفتم خیلی خوب بودم، شاید فقط ۲ یا ۳ بار بحث رو شروع کردیم که اون هم سریع جمعش کردم و نذاشتم که خیلی بد بشه، و دلیلش هم این بود که میخواستم کمک کنم بهشون بیان تو این راه، که اشتباه از من بود. خیلی خوش گذشت. و مهمتر از همه اینکه تونستم باهات کوچینگ حضوری بگیرم و کلی انرژی بگیرم. و بازم دلم میخواد برم ایران. ۲ روز قبل از پروازم فهمیدم پروازم کنسل شده و لوفتانزا ایرلاین بهم نگفته بود ولی بجای پنیک شدن با آرامش با آژانس تماس گرفت خواهرم و پروازم رو اوکی کرد با تورکیش ایرلاین ۲ روز دیرتر که خیلی خوب شد، چند تا سفارش داشتم که هنوز نرسیده بود دستم و تونستم بگیرمشون. توی فرودگاه گفتن که پروازم بدون چمدون ثبت شده و باید برای چمدونهام پول بدم، اولش ناراحت شدم ولی پرداخت کردم و جریان پرداخت طول کشید چون بانکها کار نمیکردن و یه سری مسائل پیش اومد. دستاوردم این بود که اصلا عصبی نشدم و غر نزدم که چرا اینجوریه، اینجا ایران یا چرا بلا سر من اومد. تو رفت و امد پرداخت پاکت دلارهام رو گم کردم، ۲۰۰۰ تا، که وقتی فهمیدم که از ایمیگریشین رد شده بودم و خوب پروازم هم دیر میشد که برگردم. به داداشم گفتم برو ببین پیدا میکنی و خودم رفتم سوار هواپیما شدم، اصلا ناراحت یا عصبی نبودم، فقط خدا رو شکر میکردم که به پروازم رسیدم و مشکل دیگهای پیش نیومد و تو هواپیما شروع کردم به نوشتن که درس این اتفاق چی بود برام و باور غلطم چی بوده که این اتفاق افتاده. داداشم هم گفت پلیس دوربینها رو چک کرده و چیزی پیدا نکردن. بعدش تو فاصله بین پرواز هام کوله پشتیم رو کامل چک کردم و در کامل ناباوری پاکت تو کیفم بود. اصلا یادم نمیاید کی گذاشتمش تو کوله، چون تمام مدت در حال دویدن بودم که به پرواز برسم. همه این آرامش را از درسای تو دارم دنیا جون و تا همیشه آزت ممنونم. مطمئنم پول چمدونها رو هم پس میگیرم. اگر آدم قبل از آشنایی با قوانین جهان بودم، هنوز داشتم بدو بیراه میگفتم به عالم و آدم و اینکه چرا من و دیگه عمرا بیام ایران. هاها امیدوارم همهٔ آدما این مسیر را تجربه کنن و بازم خیلی خیلی ممنونم از تو دنیا جون برای همهٔ درسها و راهنمایهات
Saba71
سلام رفقا 😍 بعد مدتها باز اومدم که بنویسم 😍 من کارمندم همیشه دلم میخواست عین فیلما که وقتی وقت زیاد برای راه اندازی کار ارباب رجوع میذارم تا مشکلشون حل بشه از طرف اونا گل یا شیرینی دریافت کنم اینو فقط دوست داشتم وگرنه هیچ کس هیچ وظیفه ای در قبال من نداره 💚 خلاصه هروقت کار مردم رو راه مینداختم اونها بسیار خوشحال و راضی از پیش من میرفتن خودم بیشتر از اونها خوشحال میشدم و حس رضایت و مفید بودن از شغل و جایگاهم داشتم و همیشه خدا رو برای کارم برای سمتی که در اون هستم شکر میکردم و میکنم. به طور حیرت آوری ۲ ارباب رجوع من یکی از همدان و یکی از تبریز برای من کماج و شیرینی آوردن و منو بسیار ذوق زده کردن 😍 جهان به افکار درونی ما پاسخ میده شک نکنید ❤️💪
leylihamidifard
عزیزم 😍😍
fkazeni
به نام آن که در قلب من است سلام دوستان هم قبیله ای و هم مسیر امروز روز تولد 4 سالگی منه( تولدم مبارک) از 26 خرداد 400 با کوچینگ دنیا جون شروع کردم و تمامی کتابها و وبینار و ورکشاپها رو تهیه کردم. 3 سال با انواع و اقسام دستاوردها و تضادها گذشت و من رشد کردم و بزرگ شدم. هنوز پیش نیومده یک روز از شنیدن ورکشاپها گذشته باشه( آخه اعتیاد دارم و معتاد حرفای دنیا جونم) اومدم از دستاوردهام بگم و باهاتون به اشتراک بذارم. از اردیبهشت 402 بعد از گذشت 16 سال که اعتماد به نفسم رو از دست داده بودم دوباره رانندگی رو شروع کردم (ماشینمون رو ارتقا دادیم و دنده اتومات گرفتیم) و من که هر روز با راننده شخصی باید سر کار می رفتم و کلی هزینه می کردم حالا خودم رانندگی میکنم و وقت و بی وقت هر موقع لازم باشه از اداره مرخصی می گیرم و میرم میان وعده و ناهار دخترم رو میدم و برمی گردم. خودش فرصت سرخاروندن نداره( آخه امتحانات نهایی و کنکور داره) نه اینکه به من احتیاج داشته باشه خودم دوست دارم به تغذیه ش برسم که اگه می خواستم با راننده برم و برگردم کلی باید هماهنگ می کردم باهاش و هزینه می کردم. الان موقع رفت و برگشت فایل های دنیا جون رو توی فلش ریختم گوش میدم و به قدری حفظ شدم حرفاشو که می دونم کلمه و جمله ی بعدی چی هست و فلش دوم که مختص منه دائما در حال پخشه. تو این مدت تونستم برای سرمایه گذاری طلا و دلار و موتور ویو و دو تا دوچرخه هم برای خودم و همسرم بخرم. هر زمان هم سوالی داشته باشم جوابم رو از قلبم و از کائنات دریافت میکنم. خدا رو شکر می کنم که دنیا جون رو در مسیرم قرار داد برای همه ی دوستان راهی سبز و هموار آرزو دارم. همیشه در مسیر نور و آگاهی باشیم. دوستتون دارم
Aydakhee
میخاستم بگم الان که دارم مینویسم براتون فردا امتحان اندیشه اسلامی دارم و داشتم حفظ میکردم که هرچی میخوندم از کتاب داشتم استرس و ترس شدید میگرفتم بعد با خودم میگفتم خدایا تو نمیتونی اینی که این کتاب نوشته باشی من نمیخام باور کنم و ازون جایی که در مسیر تغییر هستم و هروز ویس گوش میدم دنیاجون گفته بود هرچی دوست نداشتی رو باور نکن چون خدا عشق مطلقه و من نمیخاستم باور کنم خلاصه که همزمان اعداد رند هم خیلی میدیدم یهو ویس نه به جهل و خرافات اومد و اپلود شد و من بدو بدو رفتم گوش کنم ببینم چیه داستان و دقیقا احساس کردم اون لحظه که به خدا گفتم خدایا خودتو با عشق و نور بهم نشون بده من نمیخام هرچیزیو تو مذهب قبول کنم این ویس اپلود شد و حال من عجیب تغییر کرد من اینو برا خودم دستاورد میدونم با اجازتون 😍 فردا هم مطمعنم امتحانم بهترین نمره رو میگیرم 🌈😁
Saminhoho
سلام عزیزم امیدوارم عالی باشی و نمرت هم عالی بشه اینکه بخوای دین و مذهب داشته باشی یا نه تصمیم کاملا کاملا شخصی خودت هست عزیزم منم اون کتاب رو خوندم سالها پیش برای دوران دانشجویی و یادم نمیاد چیزی داشته باشه که بخواد اینطور ترس و استرس بگیری !!! اتفاقا یادمه اون زمان همین کتاب راهگشای من در موردی شد که هنوزم ادامه داره. پس دلیل اصلی ترس و اضطراب درونی خودت را میتونی پیدا کنی و اینکه فایل دنیا جون درمورد جهل و خرافات و حرفهای بی پایه اساس بود نه آموزه های مذهبی!! نمیدونم چطور برداشت کردی. نمیدونم این نظرم تایید میشه یا نه ولی هرکار کردم که بخودم بگم بمن چه نتونستم طاقت بیارم و چیزی نگم چون من باافتخار خودم را مسلمان میدونم و اسلامی که با تمام وجود قبول کردم و اجرا میکنم بسیار بهم لذت میده و سلامت ترم کرده. با عشق خدارو بهتر شناختم و فهمیدم چرا بعضی چیزها و واجب کرده و چقدر برای من مفیده و برای خودم انجامش میدم نه ترس از آتش جهنم خیالی که به اشتباه بما گفتن!! معنویتی که الان در زندگی من هست هیچوقت نبوده چون با آگاهی همراهه ضمن اینکه اسلام به ذات خود ندارد عیبی…. هر عیب که هست از مسلمانی ماست…. موفق باشی💞
Aydakhee
ممنونم از نظرتون کاملا محترمه اما من منظورم اون چیزهای اشتباهی هستش که تو کتاب ها مینویسن من از بچگی با ترس از مرگ بزرگ شدم چون تو کتاب ها خونده بودم که بعدش عذاب الهی میاد سراغمو ازین حرفا و به نظرمم دین خیلی از خدایی که ما میپرستیم و میگیم بی نهایته و وجودش از عشقه محدود تره برا همین من ذهنم هرچیزیو نمی پذیره چون وقتی من از وجود خودشم حالا چرا باید برم اونور زجر بکشم😕 وحشت کنم ازینکه چرا بهتر زندگی نکردم و شما وقتی کتاب اندیشه رو میخونی ایاتی که اومده ازش فقط داره به وحشت در روز رستاخیزو و پشیمونی مشرکان و ازین حرفا توجه میکنه و به من فقط ترس رو انتقال میده و من ترجیح میدم همچین چیزهایی رو باور نکنم ☺️
monahatami
خدا هیچ وقت عذاب نمیکنه . بارها گفته نتیجه کارهاتون و عذاب کارهاتون رو میبینید . مثل دانشجویی که درس نخونده همه هم کلاسی هاش 4 ترمه تموم کردن ولی اون یه ترم دیگه باید بیاد . یه ترم باید عذاب بکشی . آیا خدا یا استاد یا دانشگاه این عذاب رو داره بهت میده ؟ نه . خودت دادی و نتیجه کارت رو میبینی . مثل معتادی که در حال ترک کردن هست . اون سختی که میکشه و عذابی که داره میشه آیا از سمت کسی داره میاد؟ نه خیر . نتیجه کارهاش هست . اون دنیا هم دقیقا به همین صورت هست
leylihamidifard
سلام به نور زندگیم دنیا 💎 و سلام به هم قبیله های عزیزم🥰 نمیدونم از کجا بگم ولی ی مدتیه حال خوب سر نزده بودم الان اومدم باهرکدومشون اینقد اشک ریختم وبرا تک تکتون خوشحال شدم و اینکه خوشحالم ک هیچوقت دست دینا جونم رو رها نکردم و نمیکنم منم از درون خیلی تغییر کردم وابسته هیچکس نیستم حتی پسرم و خداراشکرنکات مثبت دیگه ای یه چیز عجیب میدونید ک دنیا جانم چقد به حیونات علاقه دارند و بهشون میرسن خ داداشم ی سگ خیلی نازی به اسم دنیز دارند فقط حرف نمیزنه دراین حد باهوشه دنیز خانم شدیدااااا به برادرم وابسته ست ی روز اومدن خونمون ازقضا بیرون کارداشتن و رفتن اگر میدید ک این دنیز چکارمیکرد باتمام وجودش زوزه میکشید و جیغ میزد هذکاری میکردم اروم نمیشد نازش میکشیدم فقط بیقراری میکرد تو همین زمان من داشتم لایو اعتماد به نفسو گوش میدادم وااااااااای دنیز اومد کنارم نشست و اروم شد انگار یکی داشت نوازشش میکرد و و تا خاموشش میکردم بیدارمیشد و شروع به جیغ زدن میکرد همی ک پلی میکردم اروم میگرفت میخوام اینو بگم ک دنیا یه فرشته ی زمینی که باصداش بهمون ارامش میده دوست دارم و خداراشاکرم بابت وجود ارزشمندت 💎💜بمونی واسم🤲
Aydakhee
سلام یه دستاورد جدید بگم و برم 😁❤️ از موقع ای که دارم فایلای رایگان رو گوش میدم تصمیم گرفته بودم از رابطه ی سه ساله ای که بشدت سمی بود بزنم بیرون و اینکارو انجام دادم و الان با وجود اینکه فهمیدم طرفم خیانتکار بوده و مدتی ک باهاش بودمم بهم خیانت میکرده دیگ مثل قبل خودزنی نکردم و ناراحت نبودم بلکه الان خیلی حالم خوبه و هروز شکر میکنم که این اتفاق برام افتاد و مطمعنم تکاملم رو طی کنم ادم خیلی خیلی بهتری سرراهم میاد همون طوری ک من دوست دارم❤️ مرسی که هستی دنیای من 💓💓💓💓💓💓💓💓
Sa.amiri
مرسی ازت آیدا جان که از تجربه ات نوشتی آفرین بهت که تونستی از اون رابطه سمی بیای بیرون تو خیلی شجاعی هر وقت که به خودت عشق بدی و از تنهایت لذت ببری خداوند بهترین و وفادار ترین آدم را سر راه ات قرار میدهد
Safiyeh
چقدر عالی،آفرین
Sahar
مرسی که نوشتی، تحسینت میکنم بابت شجاعتت👏 تو لایق بهترینهایی💥
Sahar
سلام. امیدوارم عالی باشین. میخام یکی از اتفاقات اخیر زندگیم که در مورد اهمیت رهاسازی هست رو براتون تعریف کنم. من اردیبهشت ماه یه درخواست جابجایی برای محل کارم نوشتم و تحویل کارشناس اداره مون دادم. اونا هم گفتن که امسال جابجایی نداریم مگر تحت شرایط خاص و بررسی توی کمیسیون. به هرحال من درخواستمو نوشتم و تحویل دادم و سه ماه تمام هر هفته میرفتم و به کارشناس و معاون اداره درخواستمو یاداوری میکردم و اونا هم میگفتن فعلا معلوم نیست و ببینیم چی میشه. منم که فقط بخاطر این درخواست کل زندگیمو تعطیل کرده بودم و هیچجا نمیرفتم دیگه خسته شدم و برای دیدن خانواده اومدم به شهر خودمون. اما بازم هرهفته پیام میدادم به کارشناس و میگفتم چی شد و چخبر و اونم دیگه جوابمو نمیداد و اعصاب من حسابی به هم ریخته بود. اونقدر چسبیده بودم به این داستان که بجای حس خوب پر شده بودم از کلافگی. و یه روز بخودم گفتم اصلا بیخیال همه چیز، امسالم همونجا میمونم و کار میکنم تا سال بعد. ۳ماه و نیم چسبیده بودم به درخواستم و ذهنم پراز تشویش شده بود و به محض اینکه بیخیالش شدم دوروز بعد بهم زنگزدن واسه جابجایی و اوکی شد. درسته که دقیقا طبق درخواست نبود از نظر تایمکاری اما خب از نظر مکانی اونی شد که میخاستم. خواستم با نوشتن این ماجرا بگم که رهاسازی مهمه و از اصوله کاره توی درخواست کردن و رسیدن به اهداف. اصلی که من رعایتش نکردم از اول و ۳ماه و خرده ای زندگیو به خودم تلخ کردم و همش تو فکربودم که چیمیشه بالخره. درحالی که میتونستم از اول رها کنم و با حس بهتری این تایمو میگذروندم. اینجوری شاید خواسته م دقیق دقیق همونی میشد که میخواستم.
zahrakohsharii
دستاورد های ماه اول ورکشاپ پول کوانتومی👇 1) رسیدن به آگاهی هایی که تا به حال نشنیدم 2) اطرافیانم بعد خوبشان را به من نشون میدن و چیز هایی که حوس میکنم زود بدست میارم 3) بیدار شدن صبح ها ۴) رفتم سیمکارت به نام خودم بگیرم چون بار اولم بود بهم سیمکارت رایگان تعلق گرفت ۵) طلوع خورشید را من برای اولین بار در زندگیم هر روز میبینم ، قبلا این دید را به بیرون نداشتم و یا زود از خواب بیدار نمیشدم ول الان چون بخاطر تمرینات زود از خواب بیدار میشم طلوع آفتاب را میبینم ۶) من تا الان هیچ حساب بانکی به نام خودم نداشتم ولی با شروع ورکشاپ این سد را شکستم و حساب بانکی به نام خودم باز کردم ۷) دریافت کادو ۸) ۵ ملیون پول به حسابم پول واریز شد 🤗 ۹) من پول نقد تصویر سازی کردم روز بعدش پدرم با ۳۰ ملیون پول نقد اومد خونه که من اون پول هارو بشمارم ، اون پول مال من نبود ولی ایم برام مهمه که اون چیزی رو که تصور کردم را دیدم ۱۰) رفتار خانوادم با من عوض شده یعنی بدون اجازه وارد اتاقم نمیشن ، هر وسیله ای که میخوان برای خونه بخرن بدون اجازه و سلیقه من خرید نمیکنن ۱۱) خرید اینترنتی کردم ۳۰۰ هزار تومان کد تخفیف گرفتم ۱۲) ۱۸ ملیون دریافتی پول داشتم
Safiyeh
چقدر عالی🤩🤩افرین
Sahar
عالی👏👏👏 ادامه بده! تازه شروع معجزاته😇🍀☄
zahrakohsharii
دستاورد ماه دوم ورکشاپ پول کوانتومی 👇 ۱) با پدرم رفتم بازار و ۵۰ ملیون لوازم خانگی و کلی وسیله خرید کردم ۲) من همیشه دوست داشتم که گوشی آیفون ۱۳ پرومکس داشته باشم ولی چون ذهنم مقاومت داشت باور نمی کردم که داشته باشم ولی با این ورکشاپ و بالا رفتن مدار هام خانوادم به شکل خودکار بدون اینکه من بهشون بگم برام آیفون ۱۳ پرومکس خریدن ۳) رسیدن به آگاهی و هرفایلی که انقدر هر مسئله رو که دنیا جان قشنگ توضیح داد و برطرف شدن سوالاتی که همیشه توی ذهنم بود ولی جوابی براش پیدا نمی کردم ۴) من الان ۲۰۰ ملیون پول توی حسابم دارم این پول مال پدرمه ولی این برام مهمه که من تا همین دوماه پیش حتی یک حساب بانکی ساده هم نداشتم
Sahar
سلام دوستان.امیدوارم همگی عالی باشید. چندوقته مدام اینجا رو چک میکنم واسه حال خوب جدید ولی دیدم انگار چراغش خاموشه. گفتم خودم چنتا حس و حال خوب رو بنویسم و چراغو روشن کنم دوباره. یکی از آرزوهای من داشتن خونه مستقل واسه خودم بود و با اینکه شاغلم اما به دلیل مسائل مالی و عاطفی که درگیرش بودم هیچ وقت این آرزو محقق نمیشد. یعنی اصلا پولی باقی نمیموند که من بخام پس انداز کنم و پول پیش رو اوکی کنم. تا اینکه به دلیل اتفاقاتی که پیش اومد واسم به خودم گفتم من باید خونه بگیرم و از وقتی جدی شدم و عمیقاازجهان و کائنات درخواست کردم، پول هم وارد زندگیم شد و طی چندماه من یه مقدار پول پس انداز کردم. اما وقتی شروع کردم به گشتن دنبال خونه دیدم که با اون پول به سختی میشه یه اتاق کرایه کرد(هرچندمن دیگه به همون هم راضی شده بودم) تا اینکه توی همون گشتنا دو سه مورد پیدا کردم که به پول من میخورد اما باب دلم نبود. تا اینکه روز آخر که داشتم با ناامیدی ازین بنگاه به اون بنگاه میرفتم و تقریبا تمام بنگاههای اون منطقه که نزدیک محل کارم بود رفته بودم ، چشمم خورد به یه بنگاه و چون هوا تاریک بود گفتم اینم برم به عنوان بنگاه آخر و برگردم خونه. یه پیرمرد مهربون بود که اول فایلا رو بررسی کرد و گفت با این پول پیش سخت میشه پیدا کرد. بعد که یکم صحبت کردیم و من شرایطمو گفتم گفت که یه خانمی هم یه فایل واسه اجاره گذاشته اما پول پیش۱۰۰میلیون خواسته.حالابذاریه زنگ بزنم بهش.واست تخفیف میگیرم. خلاصه هماهنگ کرد و من رفتم خونه رو دیدم. باورم نمیشد که یه خونه اونقدر شبیه چیزی باشه که همیشه توی ذهنم بود. من ۵۰میلیون پول پیش داشتم و اون خانم وقتی منو دید و باهام صحبت کرد راضی شدکه به جای ۱۰۰میلیون از من ۵۰میلیون پول پیش بگیره بدون اینکه بخاد مبلغ اجاره رو بالا ببره. برگام ریخته بود از حضور خدا توی اون لحظه. چون اگر خدا نبود مطمئنا من یه همچین خونه فوق العاده ای پیدا نمیکردم. منی که داشتم به گرفتن یه تک اتاق با اون پول راضی میشدم، الان توی خونه بزرگ و پرنور دوخوابه م نشستم و دمنوش به فوق العاده خوشمزه م رو مینوشم و برای شما از لذت خونه دار شدنم و حضور خدا مینویسم. منی که همش توی این فکر بودم که وسایل دست دوم بخرم، با یه تلنگر دنیا، به خودم اومدم و الان همه وسایلم رو دارم نو و نقد میگیرم. پولش جور میشه و میرسه. بقول دنیا چجوریش دیگه به تو ربطی نداره، فقط بخواه و بسپار به جهان و حالتو خوب نگه دار. خدا این روزا خیلی پررنگه توی زندگی من و اونقدر توی این خلوت دونفره مون به هم نزدیک شدیم که تا یه کوچولو فراموشش میکنم و غرق تو روزمرگی میشم با یه تضاد دوباره بهم تلنگر میزنه که برگرد دلم واست تنگ شده بیا تو آغوشم. همه ی نور و قشنگی و برکتی که الان دارم تجربه میکنم به واسطه بودن تو مسیر آگاهی و آموزشهای دنیا و تمرین کردن مداوم من و هزینه کردن واسه خودمه؛ من از پولم و وقتم و انرژیم مایه گذاشتم واسه آموزش و خدا هم هر روز بیشتر منو سوق داد به سمت نور. توی کامنت قبلیم نوشتم که محل کارم عوض شد. محل کار و همکارام فوق العاده ن و منی که از شغلم بدممیومد امسال دارم با شاگردام عشق میکنم و لذت میبرم از کارم. همه میگفتن توی این مدرسه اولیا قدردان نیستن و پرتوقعن اما من از روز اول توی شکرگزاریام مدام خداروشکر میکردم که اولیای قدردانی دارم و همینجورم میشد. اولیا به بهترین شکل به من احترام میذارن و قدردان هستن و گل و کادو میارن واسم. من همون آدمم فقط باورام عوض شده و میبینم که رفتار آدما در بیرون چقدر فرق کرده. منی که میترسیدم بیام یه منطقه سطح بالا تدریس کنم الان اونقدر حس توانمندی و شکرگزاری دارم که همه روی من و توانایی هام حساب میکنن و قبولم دارم. همه ی اینا از لطف خداست. به واسطه وصل شدن به خداست. دستاورد مهم دیگه ای که دارم اینه که هرروز دارم خودمو بهتر میشناسم و آگاهتر میشم به نقاط قوت وضعفم و بقول دنیا این خودش بزرگترین دستاورده.دستاوردی که من زیاد به چشمم نمیومد و همش دنبال دستاوردای مادی بودم اما توی کوچینگام دنیا مدام بهم یادآوری میکنه که اینا بزرگترین دستاوردای تو هستن و باید ببینیشون و بابتشون شکرگزاری کنی. بچه ها شروع کنید روی خودتون کار کردن. از فایلای رایگان حتی. من با اینکه همه ورکشاپها رو گرفتم و کوچینگ هم میگیرم اما دوباره فایلای رایگانو از تابستون شروع کردم به گوش دادن و اونقدر تعداد فایلها بالاست که هنوز تموم نشده بعد از چندماه مداوم گوش دادن. حتی اگه فکر میکنید پول ورکشاپ و کوچینگ ندارید از فایلای رایگان شروع کنید، معجزات سرازیز میشن تو زندگیتون. منم روزی که با دنیا شروع کردم نه پول ورکشاپ داشتم و نه کوچینگ.از فایلای رایگان شروع کردم و بعد پول هم اومد و تونستم توی ورکشاپا شرکت کنم و منظم کوچینگ بگیرم. اگر هم که مشکل مالی ندارید حتما ورکشاپ و کوچینگ بگیرید. بچه ها هزینه کردن واسه خودمون خیلی مهمه، سرمایه گذاریه. من اگر هزینه نمیکردم از وقت و پول و انرژیم، هنوزم توی همون فلاکت قبلی داشتم دست و پا میزدم. هرچند من تازه اول راهم اما همینکه از سیاهی دارم میرم به سمت نور، خودش یعنی راه من درسته. من هرروز و هرلحظه خداروشاکرم که منو با دنیا آشنا کرد و توی مسیر آگاهی قرار داد. من از۱۵سالگی مفاهیم موفقیتو دنبال میکردم و همش کتاب و سمینار و ورکشاپ میگرفتم.اما توی ۳۰سالگی که بادنیا آشنا شدم تازه فهمیدم مسیر درست چیه، تازه فهمیدم چرا همه اون کتابا و آموزشها موقتی جواب میدادن یا جواب نمیدادن. بچه ها بچسبید به دنیا و آموزشهاش که بقول دنیا سوراخ دعا همینجاست. و حرف آخر هم اینکه بیاین بنویسید از حال خوبتون؛ حتی اگه بنظرتون اون دستاورد یا تغییر خیلی کوچیک و ازنظر خودتون پیش پاافتاده ست! شاید همین جمله و نوشته شما بشه یه چراغ واسه زندگی کسی و بشه تلنگر برای شروع کردن و قدم برداشتن تو مسیر آگاهی! خوشحالم که اینجا مینویسم و تجربه مو به اشتراک میذارم، حس خوبیه با کسایی که توی یک مسیری حرف بزنی. دنیا خداروشکر که هستی و شدی چراغ راهم و پیام آور عشق و دوستی و صلح با خودم، خدارو هزاران بار شکر بخاطر بودنت و حضورت توی زندگیم. دوستت دارم، خیلی زیاد!❤💋❤💋
Arefe.m
نوش جونت دختر قشنگ قوی🩷👏🏻
ياسمين
چقدر عالى🥰❤️
samim_af
عزیزمممم خیلی بی نظیر بود